عکاسی
|
|
اندازه گيري نور
موضوع ايدهآل براي همة نورسنجها، موضوعي ايدهآل است كه در تمام قسمتهاي آن نور بطور يكنواخت بوده و يا اختلاف آن در نواحي تيره و روشن خيلي كم باشد. براي كنترل نورسنج، از آسماني كه يكدست آبي است و يا سطحي از موزائيك كه مركب از تعدادي مساوي مربعهاي روشن و تيره است استفاده ميگردد. اما موضوعاتيكه معمولاً مورد عكاسي قرار ميگيرد كمتر داراي چنين وضع منظمي است. بطور مثال: منظرهيي را در نظر بگيريم كه آسمان آن آبي بوده و تكههاي ابر سفيد پراكنده دارد. پلان اول نيز كاملاً روشن است.-وقتي اختلاف نور در نسبت 1 بر 4 باشد (يعني اگر نورسنج ابتدا بطرف زمين گرفته سپس بسوي آسمان توجه كنيم در وضع اول يك بيست و پنجم ثانيه و سپس يك صدم ثانيه را نشان ميدهد) فيلمهاي رنگي جديد قادرند كه چنين اختلافي را بخوبي ثبت كنند. اما وقتي اختلاف بيشتر باشد(مثلا يك بيست و پنجم براي خاك و يك دويست و پنجاهم براي آسمان) هيچ نور سنجي نتيجة مناسبي برآورد نخواهد كرد. قرائت كامل و صحيح تمام سطح تصويراين، راه حلي است كه عموماً پذيرفته شده و با سلولهاي سلنيم كه بطرف موضوع گرفته ميشود نتايج صحيحي ببار آورده. كسانيكه مايل نيستند در موقع عكسبرداري با گرفتاريها و پيچيدگيهاي فرمول T.T.L (Trough the Lens) روبرو شوند از اين طريقه بخوبي استفاده ميكنند. براي موضوعاتي كه رنگ يكنواخت داشته و يا اختلاف نواحي تيره و روشن آنها كم است، مشخصاتيكه نورسنج نشان ميدهد ميتواند معتبر و قابل قبول باشد. نتايج حاصله از اين طريقه مورد تأييد و تصديق قرار گرفته است. اما وقتي، در نواحي روشن و تيره ي موضوع، اختلاف قابل ملاحظهاي وجود داشته باشد از مشخصاتي كه نورسنج نشان ميدهد بهتر است صرفنظر گردد و از «كارت خاكستري» كمك گرفته شود. براي مثال منظرهاي را در نظر بياوريد كه آسمان آن خيلي روشن و درخشان است و پلان اول نسبتاً تيرهاي دارد. كافي است نورسنج را اول بسوي آسمان گرفته و پس از يادداشت درجات آن را به طرف زمين متوجه كنيد. |
|
سلولي را كه تمام نور سطح را «ميخواند» احتياطهايي لازم دارد زيرا موضوع فقط قسمتي از سطح تصوير را اشغال ميكند و نميتواند بطور مؤثر سلول را تحت تأثير قرار دهد. اطراف موضوع، كه اكثراً مورد احتياج نيست، ميتواند مشخصات نورسنج را بغلظ تعيين كند. تله فتوگرافي: وقتي موضوع و زمينة آن داراي نور يكنواخت نباشد تعيين دقيق نور خيلي سخت است: مانند پرندهاي در آسمان. در چنين موردي اگر با يكدرجه بازتر عكس گرفته شود رنگ آسمان روشنتر خواهد شد ولي پرنده بطور صحيح در خواهد آمد. از مطالب فوق و مثالهاي دقيقي كه داده شد نبايد بيش از اندازه متوحش گرديد. نورسنجي كه سلولش تمام سطح تصوير «سرعت عمل در خواندن و تنظيم سرعت ديافراگم» دارد. فقط كافي است چند اصل و قاعده در موقع عمل در نظر گرفته شود. مهمترين مسائل اجتناب از موضوعاتي است كه اختلاف زياد در نور آنها وجود دارد. فراموش نشود كه دوربين عكاسي نيز مانند اتومبيلي است كه بايد از طرز رانندگي آن اطلاع داشت. در اينصورت نتايج مسلم و منظم بدست خواهد آمد. اندازهگيري روي يك ناحية كوچك:بسياري از عكاسان اندازهگيري نور ناحية كوچك را ترجيح ميدهند. اما متأسفانه، سيستم اندازهگيري قابل تعويض نيست و هر دوربين نورسنج خاص خود و سيستم «قرائت» مخصوص خويش را دارد. اندازهگيري نور ناحية كوچك كندتر انجام ميگيرد ولي نتيجة آن دقيقتر است. اين طريقه، از طرف عكاس، آشنايي و تسلط فني بيشتري ميخواهد تا حداكثر استفاده را از دستگاه خود ببرد. اكثراً به مشخصاتيكه نورسنج مستقيماً تعيين ميكند اكتفا مينمايد. اين مشخصات مربوط ميشود به آنچه سلول از ناحية مهم و اساسي و يا قسمتي از تصوير خوانده باشد. طريقة فوق در شرائط مشكل، يعني وقتي كه موضوع داراي نورهاي متفاوت است، بسيار رضايتبخش است . بكمك «اندازهگيريمنطقهاي» تعيين اختلافات زياد ميسر ميگردد و در صورت لزوم اختلافات امكان پذير ميشود. بدين ترتيب، وقتي در حالت ضد نور عكسي گرفته ميشود، تغيير محل عكاس و نزديك شدن به موضوع ديگر لزومي ندارد. كافي است از محلي كه براي عكسبرداري در نظر گرفته شده نور صحيح را براي نقاط تاريك و همچنين زمينه Fond-كه روشنتر است-بسنجند. در تله فتوگرافي نور صحيح را براحتي روي موضوع اصلي، صرفنظر از زمينه ميتوان تعيين كرد. همچنين در فتوماكروگرافي به سهولت ميتوان فقط نور موضوع را بدست آورد. البته، در مقابل وقت بسيار زيادي كه براي اندازهگيري نور صرف ميگردد، سرعت عمل بسيار كم ميشود و اين قيدي است كه اجتناب از آن مشكل است. «اندازهگيري منطقهاي» رفته رفته از طرف اشخاص آگاه و بصير خواستاران زيادي پيدا كرده است. نه تنها با نورسنجهاي دوربين بلكه با نورسنجهاي مستقل Cds نيز كه بعضي از آنها داراي زاوية 2 و حتي 1 درجه ميباشد بدين طريق سنجش نور بعمل ميآورند. (براي اطلاع بد نيست ذكر شود كه: نور سنج هاي سلنيم که براي نور منتشر incident ساخته ميشود ، مانند نور سنج نروود Norwood و نظاير آن، زاوية 180 درجه را ميخواند-همة نوري كه روي موضوع ميرسد از طرف سلولهاي مزبور نيز گرفته ميشود. منطقة اندازهگيري اجباراً در مركز تصوير قرار ندارد، اما روي «عدسي ديد» بطور وضوح نشان داده ميشود. در موقع عمل كافي است با حركت دادن دوربين، آن قسمت از تصوير كه براي اندازهگيري نور مورد لزوم است، به ميدان سلول آورده شود. اندازهگيري روي دو منطقه:در اين طريقه كه از طرف بعضي از كارخانهها پيشنهاد شده سلولها در دو طرف سراشيبي «بام» منشور ويزر قرار گرفته است. يكي از آنها روشنترين منطقه را «ميخواند» و ديگري منطقة تاريك را.-از اين دو «قرائت» نورسنج بايد معدل قابل قبولي ارائه دهد. اما متأسفانه، دستگاه حساب نورسنج قصد و ميل عكاس را نميتواند تخمين بزند. همچنين، وقتي اختلاف نور دو منطقه از حدود قابل تحمل«فيلم رنگي» تجاوز ميكند نورسنج ، حتي به كمك مدارهاي جبران كنندة خود، نميتواند هيچ گونه راه حلي بيابد. در اينجاست كه باز هم بايد از «كارت خاكستري» استفاده كرد. سومين سلول در دوربين آلپا Alpa-9D و نورپارازيت: نوري كه ميتواند از«دريچة ديد» به داخل دوربين وارد شود، مخصوصاً با حساسيت زيادي كه سلولهاي Cds دارد قابل چشم پوشي نيست. سازندگان دوربين آلپا به اين مسئله توجه داشته و در آن سه سلول قرار دادهاند: دوتا از اين سلولها دو منطقة تصوير را ميخواند و سومي كه بطرف عدسي چشمي متوجه است نور مزاحمي را كه از اين راه ممكن است وارد شود محاسبه ميكند. اين نور مزاحم ميتواند مشخصاتي را كه نورسنج نشان ميدهد دچار اشتباه كند. حداقل احتياط لازم استفاده از حلقة لاستيك نرمي است كه بر روي دريچة مزبور ميتواند سوار شود. اين حلقه وسيلة بسيار مفيدي است كه نه تنها از ورود نور مزاحم جلوگيري ميكند، بلكه در مورد كسانيكه عينك به چشم دارند از خراشيده شدن شيشه عينك ممانعت بعمل ميآورد. هنگاميكه با اين نوع دوربين بطور غير فوري عكس گرفته ميشود، يعني چشم در پشت دريچه قرار ندارد، با هر وسيلهاي كه امكان داشته باشد جلوي دريچة ديد را بايد پوشاند. در دوربين Contaflex-super-BC پردة مخصوصي براي اين عمل وجود دارد. البته در دوربينهاي ديگر نيز راه حلهاي كم و بيش مفيدي در نظر گرفته شده كه در اينجا امكان شمردن يكايك آنها نيست و فقط كافي است همين احتياط جزئي را بعمل آورد و هنگاميكه دريچه بوسيلة چشم پوشيده نيست روي آن را بپوشانيد. كوپلاژ مكانيك يا كوپلاژ اپتيك(*) Couplage mécanique-Couplage optique براي اينكه نورسنج،دوربين را آمادة كار كند- |
|
حلقة ديافراگم و درجات سرعتها با همديگر از يك طرف و هر دو با نورسنج از طرف ديگر بستگي دارد، همين رابطه است كه به اصطلاح «كوپلاژ» خوانده ميشود. و چنين نورسنجي را «كوپله» مينامند. در مدت همة عمليات، حتي وقتي درجات ديافراگم تغيير مييابد، راه عبور نور در نهايت گشادي است و فقط در لحظة عكسبرداري و به حركت در آمدن شاتر است كه ديافراگم روي درجة تعيين شده قرار ميگيرد. كوپلاژ(امتزاج و ياتجمع) ميان ابژكتيف و نورسنج به عنوان «كوپلاژ مكانيك» ناميده ميشود تا با «كوپلاژ اپتيك» اشتباه نگردد. زيرا در «كوپلاژ اپتيك» تغييري را كه در درجات ديافراگم داده ميشود پردة مزبور باز و بسته ميگردد. مسلماً وقتي ديافراگم بسته است تصوير تيرهتر بنظر ميرسد اما در هر موقعيتي از عمق ميدان وضوح ميتوان اطلاع داشت. كولاژاپتيك، با وجود محظوريكه گفته شد، داراي مزيتي است و آن عبارت از اين است كه از تمام ابژ كتيفهايي كه مجهز به سيستم Présélécteur automatique نباشد نيز ميتواند استفاده كند. مانند تله اپژ كتيفهاي خيلي قوي كه بندرت داراي چنين سيستمي هستند. ديافراگم اتوماتيك كه در روي بعضي از دوربينهاي رفلكس وجود دارد مانند Contaflex-Super-BC (و اكثر دوربينهاي فيلمبرداري سوپر هشت اتوماتيك) كار را كاملاً ساده كرده و ديگر لزومي به عمليات دستي و يا ديافراگم و سرعت نيست. نورسنج، بطور خودكار، با اين اعمال مشغول است و در ويزر آن را نشان ميدهد. البته در تمام دستگاهها بطور غير اتوماتيك نيز ميتوان محاسبات را بكار بست. چند دستور عملي· نور سنج Cds براي محاسبة نور در پشت ابژكتيف مؤثر است. پيش از رفتن بمسافرت و يا اقدام به كار بهتر است از صحت كار آن، با يك فيلم رنگي، اطمينان حاصل كرد. · همة دوربينها به دستگاه قطع كنندة خودكار جريان مجهز نيستند. براي جلوگيري از فرسودگي سريع و غير ضروري، از بكار انداختن بيهودة نورسنج بايد خودداري كرد براي احتياط بهتر است همواره يك باتري يدكي داشت. درموقع خريد، با ولتمتر مخصوص، بايد آن را آزمايش كرد(آزمايش با وسائل ديگر، بطور غير قابل جبران آن را خالي ميكند. تمام نورسنجهاي Cds وسيلهيي براي كنترل دارند، هر 5-6 ماه يكبار لازم است از صحت کار آن اطمينان يافت). · مقايسة درجاتي كه دو نورسنج نشان ميدهند هيچ گونه معلومات مؤثري نميتواند بدهد زيرا با هر نورسنج«كوپله» مكانيسم ابتوراتر (شاتر) مخصوصي همراه است كه كاركرد آن خود يك عامل متغير و ناشناختهاي است. سادهتر از همه، آزمايش با يك «فيلم رنگي» است.
|