واحد آکسسوار تئاترشهر

سرک کشیدن به جایی که از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در آن پیدا می‌شود

سرک کشیدن به جایی که از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در آن پیدا می‌شود

واحد آکسسوار مجموعه تئاتر شهر فضایی کوچک اما کاربردی دارد که از دید مخاطبان تئاتر دور است اما گروه های تئاتری می‎توانند وسایل مورد نیاز اجرایشان را از این مکان تامین کنند.

به گزارش ایران تئاتر به نقل از خبرگزاری مهر ساختمان زیبا و دوست داشتنی تئاترشهر که یکی از شاهکارهای معماری ایران است در حال حاضر یکی از مجموعه های تئاتری تهران محسوب می شود که در طول سال پذیرای آثار بسیاری از هنرمندان است.
این مجموعه علاوه بر داشتن چند سالن تئاتری که شامل تالار اصلی در طبقه همکف و تالارهای چهارسو، قشقایی، سایه و پلاتو اجرا در طبقه زیرین است بخش های مختلفی از جمله واحدهای نور، صدا، چهره پردازی، آکسسوار، حمل و نقل دکور، صحنه، فروشگاه کتاب، تدارکات، خدمات، کافه تریا، تلفنخانه، تاسیسات، نقاشی، برق، معاونت فنی، معاونت اداری مالی، روابط عمومی، حراست، اداری و دبیرخانه، مدیریت تالارها، هماهنگی، گیشه و مدیریت نیز دارد که به تناوب تقسیم وظایف در طبقات مختلف پذیرای مراجعان هستند.
واحد آکسسوار یکی از واحدهای قدیمی این مجموعه است که تامین وسایل و آکسسوارهای گروه های نمایشی را برعهده دارد. به قول رضا غنائمی مسئول این واحد از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در این مکان کوچک پیدا می شود و بسیاری از گروه های نمایشی می توانند نیازشان را از اینجا برطرف کنند.
وقتی وارد این اتاق دخمه مانند که شبیه یک سمساری است می شوید بوی کهنگی و حس نوستالژی دیدن وسایلی قدیمی که از عمر بسیاری از آنها چندین دهه می گذرد شما را به دنیای دیگری می برد؛ دنیای مادربزرگ ها و خانه های قدیمی دهه ۶۰. در این مکان که شبیه یک راهروی دراز است می توانید از یک رادیو قدیمی و دستگاه های تایپی که دیگر منقرض شده اند تا سرویس های بشقاب و چمدان های کهنه و چوب لباسی و گلدان های پلاستیکی را پیدا کنید که هر کدام از آنها را شاید بارها در نمایش های مختلف روی صحنه دیده باشید.
واحد آکسسوار مجموعه تئاتر شهر و امکاناتی که در اختیار گروه های نمایشی قرار می دهد از دید بسیاری از مخاطبان تئاتر دور است اما این واحد می تواند در حد امکاناتی که دارد کمک زیادی به گروه های نمایشی بکند. در همین راستا پای صحبت های رضا غنائمی مسئول واحد آکسسوار تئاترشهر نشستیم و از او درباره ویژگی های این واحد و مشکلاتی که در اینجا با آنها دست و پنجه نرم می کند، سوالاتی پرسیدیم.
در این گفتگو غنائمی از کمبود امکانات این واحد و اینکه گروه های نمایشی وسایلی را که دریافت می کنند، گم کرده و پس نمی آورند و یا آنها را خراب می کنند و به شکلی ناقص تحویل می دهند، گلایه داشت و از همه گروه های نمایشی تقاضا داشت که آکسسوار صحنه شان را بعد از پایان اجرا به این واحد اهدا کنند تا بتواند نیاز گروه های دیگری را هم برطرف کند.

در این گفتگو با ما همراه باشید:

آقای غنائمی چند سال است که در واحد آکسسوار تئاتر شهر حضور دارید و این واحد چه خدماتی به گروه های تئاتری ارایه می کند؟
من نزدیک به ۱۵ سال است که در واحد آکسسوار تئاتر شهر مشغول فعال هستم. در این واحد وسایل و در واقع تزیینات مورد نیاز گروه های نمایشی در اختیارشان قرار می گیرد. اعضای هر تئاتری چه مذهبی چه تاریخی و دفاع مقدسی و چه اجتماعی و فانتزی و کلاسیک می توانند از وسایل موجود ما که به دردشان می خورد به صورت رایگان استفاده کنند چون تئاترشهر یک مکان دولتی است و بابت امکاناتی که در اختیار گروه های نمایشی قرار می دهد هزینه ای از آنها دریافت نمی کند.
منابع ما خیلی محدود است و به دلیل اینکه هیچ اجاره ای از گروه ها بابت در اختیار گذاشتن وسایل گرفته نمی شود و این واحد هیچ درآمدی ندارد دست ما خالی است.
البته ما در حد وسعمان می توانیم به گروه ها کمک کنیم چون پیش از این آکسسوار تئاتر شهر مختص این مکان و تماشاخانه های زیرمجموعه دولت مثل سنگلج، تالار هنر و اداره تئاتر بود اما در حال حاضر به صورت گسترده ای تئاترهای خصوصی در سطح شهر زیاد شده اند و ما گاه مجبور می شویم برخی از وسایل آنها را هم تامین کنیم. منابع ما خیلی محدود است و به دلیل اینکه هیچ اجاره ای از گروه ها بابت در اختیار گذاشتن وسایل گرفته نمی شود و این واحد هیچ درآمدی ندارد دست ما خالی است اما در حد وسعمان وسایل مورد نیاز گروه ها را تامین می کنیم.

در این واحد چه وسایلی را در اختیار گروه های نمایشی قرار می دهید؟
در اینجا از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا می شود و خیلی از وسایلی که به ظاهر دورریختنی هستند در این واحد مورد استفاده خیلی از نمایش ها قرار می گیرد. به عنوان نمونه چند وقت قبل یگ گروه نمایشی از این واحد درخواست وسایل دور ریختنی و به اصطلاح آت و آشغال داشت چون نمایشش قرار بود یک زیرزمین با وسایل بدون استفاده را به تصویر بکشد و ما توانستیم وسایل مورد نیاز را در اختیارشان قرار دهیم. همچنین در این واحد من به گروه های نمایشی مشاوره هم می دهم و پیشنهاد می کنم چه آکسسواری ممکن است بیشتر به کارشان بیاید. در همین واحد و با امکانات محدودی که داریم جشنواره های تئاتر فجر و عروسکی و اجراهای تئاتر در تماشاخانه های دولتی و خصوصی را تامین می کنیم.

اصلا این وسایل از کجا تهیه شده اند؟ مجموعه تئاتر شهر آنها را تهیه کرده یا اینکه از اجراهای مختلف جمع آوری شده اند؟

در سال های گذشته کارگردان های بزرگی اینجا اجرا می رفتند و در آن زمان مرکز هنرهای نمایشی همه نیازهای آن گروه ها را تامین و وسایل صحنه شان را خریداری می کرد و آنها نیز بعد از پایان اجرایشان ملزم بودند که وسایل را به اینجا تحویل دهند بنابراین بخشی از وسایل موجود از این طریق تامین شده است. در سال های اخیر که تئاترها به سمت خصوصی شدن رفته اند و مجبور هستند خودشان وسایل صحنه و دکورشان را خریداری کنند دیگر آکسسوار به شکل قدیمی خریداری و اهدا نمی شود.

در حال حاضر خیاط کارگاه خیاطی در امور اداری مشغول کار شده است و یا نجارهای مجموعه اکثرا در بخش نگهبانی کار می کنند
در حال حاضر می توانم بگویم که ۸۰ درصد از وسایلی را که در این واحد وجود دارد خودِ من تامین کرده ام چون به این کار خیلی علاقه دارم. متاسفانه واحد آکسسوار در تئاتر ایران واحد بسیار ضعیفی است و بسیاری از گروه ها وقتی به ما مراجعه می کنند انتظار دارند که با یک سالن بسیار بزرگ از وسایل روبرو شوند و باورشان نمی شود که این واحد، اتاقی به این کوچکی باشد.

مجموعه تئاتر شهر قبلا مثل یک شهر بود هم کارگاه نجاری داشت و هم آهنگری و کارگاه دکور که هرکدام از مسئولانش استاد و کاربلد این کار بودند. چند میلگرد در اختیارشان می گذاشتید و آنها یک بزِآهنی زیبا به شما تحویل می دادند. متاسفانه این کارگاه ها تعطیل شد و همه آنها از هم پاشیده شدند. در حال حاضر خیاط کارگاه خیاطی در امور اداری مشغول کار شده است و یا نجارهای مجموعه اکثرا در بخش نگهبانی کار می کنند. تقریبا استادان حرفه ای نیز یا فوت کرده اند یا بازنشست شده اند و یا اینکه مشغول کارهایی هستند که اصلا ربطی به تخصصشان ندارد.

کلا این بخش از چه زمانی راه اندازی شده است؟

از همان ابتدای ساخته شدن مجموعه تئاتر شهر به دلیل نیازی که گروه های نمایشی داشتند این واحد راه اندازی شده است. آکسسوار لازمه هر تئاتر است و حتی ممکن است صحنه خالی باشد اما با یک وسیله مثل شمشیر، چهارپایه و یا چوب دستی، کارگردان بتواند به هدفش برسد. من زمانی که به این واحد آمدم آکسسوار به اندازه امروز در این واحد نبود اما به دلیل علاقه شخصی که دارم و اینکه کلا مسئولیت اصلی ام تزئینات صحنه روی دکور بود شروع کردم به جمع آوری وسایل و حتی التماس به گروه ها که وسایلی را که نیاز ندارند به این واحد اهدا کنند تا بتوانیم آنها را در اختیار گروه های دیگر هم قرار دهیم. بدون اغراق وسیله ای بوده که بیش از ۵۰۰ بار در نمایش های مختلف مورد استفاده قرار گرفته است و حتی ما وسایلی را از خانه های قدیمی و خانه مادربزرگ ها که دیگر مورد استفاده قرار نمی گیرند، جمع آوری می کنیم و در این واحد قرار می دهیم.

من در مواقعی مجبورم برخی از وسایل خاص را جلوی دست نگذارم و یا در اختیار گروه هایی که می دانم بدقول هستند، قرار ندهم چون چنین وسایلی در برخی از اجراها آنقدر به درد می خورد که تصورش را هم نمی توانید، بکنید و یا اینکه در مواقعی من وسایلی را در اختیار گروه های بین المللی قرار دادم تا نیازشان برطرف شود در حالی که آنها نیاز به وسیله ای خاص داشتند که در این واحد موجود نبوده است.

چقدر این اتفاق برایتان رخ داده که گروهی وسیله ای را بعد از اجرا پس نیاورد و یا گم کند؟

این اتفاق خیلی زیاد رخ می دهد. اگر نگاهی به گاوصندوق اینجا بیندازید، می بینید که از سال ها قبل کارت ملی، شناسنامه و حتی پاسپورت افراد زیادی اینجا هست اما دنبالش نیامده اند چون وسایل را گم کرده اند و یا به کارشان می آمده است پس ترجیح دادند که آن را تحویل ندهند و به جایش شناسنامه و کارت ملی المثنی بگیرند. البته بسیاری هم مثلا خوش قول هستند و وسیله ها را بعد از اجرا پس می آورند اما آنها را به حدی خراب کرده اند که دیگر قابل استفاده نیست.

اگر نگاهی به گاوصندوق بیندازید، می بینید که از سال ها قبل کارت ملی، شناسنامه و حتی پاسپورت افراد زیادی اینجا هست اما دنبالش نیامده اند چون وسایل را گم کرده اند و یا به کارشان می آمده است پس ترجیح دادند که آن را تحویل ندهند و به جایش شناسنامه و کارت ملی المثنی بگیرند
شاید برخی گروه ها از دست من ناراحت شوند اما برای اینکه این مکان از هم نپاشد سختگیری ام را زیاد کرده ام تا گروه ها مجبور باشند حداقل شبیه وسیله ای را که خراب یا گم کرده اند خریداری کرده و به من تحویل دهند.

برخی مواقع آنقدر حرص می خورم که اطرافیانم می گویند با این وضعیت سکته می کنی اما من می گویم اگر این کارها را نکنم این واحد از هم می پاشد.

شما کارمند وزارت ارشاد به حساب می آیید با این وجود در این کار چقدر امنیت شغلی دارید؟

بله من کارمند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستم و حدودا ۲۵ سال سابقه کار دارم ولی هنوز قراردادی هستم و سالی یکبار با من قرارداد می بندند. من چون حقوق بگیر وزارت ارشاد هستم اگر در واحد دیگری مشغول به کار شوم که کارمندان دیگری هم حضور دارند می توانم از مرخصی هایم استفاده کنم و یا برخی مواقع دیرتر سر کار بیایم اما من در این واحد تنها هستم و نمی توانم هیچ وقت درِ اینجا را برای مدت کوتاهی ببندم.

نکته دیگر اینکه باید کار مفیدی را که ما اینجا انجام می دهیم، مدنظر قرار دهند نه ساعت های کاری را که مثل یک کارمند باید پرکنیم. ما روزهای جمعه، تعطیلاتی مثل عید فطر و عید قربان و حتی روزهای عید نوروز را باید در مجموعه حضور داشته باشیم.

در حال حاضر ۲۵ روز از ۳۰ روز مرخصی سال گذشته من سوخته است و آن ۵ روز مرخصی را هم برای ۵ روز اول عید نوروز که کلا همه تئاترها تعطیل بوده، گرفته ام.

من کارمند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستم و حدودا ۲۵ سال سابقه کار دارم ولی هنوز قراردادی هستم و سالی یکبار با من قرارداد می بندند
ما چون قراردادی هستیم هزینه مرخصی های مانده مان را پرداخت نمی کنند و می سوزد. باز هم من از این وضعیت ناراضی نیستم چون کارم را دوست دارم اما ما اینجا واقعا با کمبود نیرو روبرو هستیم و دیگر استخدامی هم در کار نیست.

هر کسی هم که می آورند به صورت روز مزد است و طبیعی هم است که این افراد به دلیل حقوق کم و نداشتن بیمه و مزایا دلگرم به کارشان نیستند و تعهدی بابت حضور در مجموعه احساس نمی کنند.

و حرف آخر؟

با دست خالی نمی شود این واحد را اداره کرد. اینجا نیاز به تامین وسایل زیادی دارد چون گروه ها بعضا به وسیله هایی قدیمی نیاز پیدا می کنند که در بازار پیدا نمی شود و این ما هستیم که باید آکسسوار مورد نیازشان را تامین کنیم. ما از هر گونه وسیله ای که گروه ها و هنرمندان در اختیار ما قرار می دهند، استقبال می کنیم حتی خود من بارها شده وقتی دارم سر کار می آیم وسیله ای را در خیابان می بینم که مردم جلو در خانه شان گذاشته اند و آن را به اینجا می آورم و بسیار هم مورد نیاز قرار می گیرد.

عظیم‌ترین لوکیشن‌های تاریخ سینما

 

 

عظیم‌ترین لوکیشن‌های تاریخ سینما/ از ۴۰ هزار تن ماسه سفید برای «بن هور» تا

۲۲ میلیون گالُن آب برای «تایتانیک»

 


 همه علاقه‌مندان سینما فیلم‌های بزرگ را به واسطه عناصر مختلفی می‌شناسند اما شاید کمتر
 
کسی بداند برای ساخت «بن هور» ۴۰ هزار تن ماسه سفید از مکزیک به بیابان‌های اطراف کالیفرنیا
 
آورده شد و یا برای صحنه عرق شدن کشتی «تایتانیک» ۲۲ میلیون گالن آب از اقیانوس آورده شد.

 

 ساخت دکور‌، بخش اعظمی از هزینه ساخت هر پروژه سینمایی را در بر می‌گیرد که البته این مسئله درباره فیلم‌های سینمایی ساخته شده در دهه‌های اول تولد سینما، به علت آنکه هنوز تکنولوژی در این عرصه پیشرفت چندانی نکرده بود، بیشتر به چشم می‌خورد.

در زیر نگاهی داریم به تعدادی از عظیم‌ترین و پرهزینه‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما:

*فیلم سینمایی «تعصب» محصول 1916 میلادی

«دیوید وارک گریفیث» این فیلم را یک سال پس از فیلم «تولد یک ملت» و در پاسخ به اتهامات نژادپرستانه‌ای که به او زده شد، ساخت.

او که با موفقیت «تولد یک ملت» توانسته به سود سرشاری دست یابد، تصمیم گرفت فیلمی تاریخی بسازد که در آن به تمام جزئیات دقت شده است به همین خاطر مجبور بود تا شهرهای بابل، اورشلیم، پاریس و نیویورک را بازسازی کند و برای این کار از موزه‌های بسیاری دیدن کرد و از معماران ایتالیایی کمک گرفت.

او برای ساخت این فیلم از نقاشی‌های «لارنس آلما_تادما»، نقاش هلندی، نیز الهام گرفت و در نهایت در مساحتی بالغ بر 4 هزار متر مربع ، دیوار بزرگ بابل با عرض 5 هزار و 300 فوت و ارتفاع 100 فوت که نماد اصلی این فیلم است ساخته شد. آنچنان‌که امروزه مرکز خرید و سرگرمی هایلند و هالیوود با الهام از این لوکیشن ساخته شده است.

 

 

«گریفیث» در این فیلم 8 دستیار داشت و از 60 بازیگر اصلی و بیش از 3 هزار سیاهی لشکر استفاده کرد که گفته می‌شود در آنزمان بودجه‌ای بالغ بر 2 میلیون و 500 هزار دلار صرف ساخت لوکیشن فیلم شد تا آنجا که حامیان مالی فیلم ترسیده و در نیمه راه خود را کنار کشیدند ولی «گریفیث» تسلیم نشد و سود حاصل از فیلم «تولد یک ملت» را به این پروژه تزریق کرد.

در آنزمان فقط تعداد کمی بودند که می‌دانستند این همه هزینه صرف ساخت تنها یک فیلم می‌شود، اکثر افراد تصور می‌کردند که در حال ساخت 4 فیلم هستند.

 

                                                  صحنه‌ای از فیلم «تعصب»

نتیجه یک فیلم 8 ساعته بود که «گریفیث» قصد داشت آن را در دو قسمت 4 ساعته به نمایش درآورد ولی هیچ سینمایی حاضر به اکران آن نشد و در نهایت او مجبور شد تا فیلم را به 3 ساعت و نیم کاهش دهد ولی در آخر یک نسخه 3 ساعت و 17 دقیقه‌ای از این فیلم نمایش داده شد که نتوانست حتی هزینه ساخت را جبران کند.

* فیلم سینمایی «ده فرمان» محصول سال 1923 میلادی

این فیلم سینمایی را «سیسیل ب. دومیل» را با بودجه‌ای بالغ بر یک میلیون و 400 هزار دلار ساخت.

این فیلم قبل از عصر کامپیوتر ساخته شد و در آن دوران شما اگر شهری بزرگ می‌خواستید باید آن را می‌ساختید و «دومیل» برای آنکه بتواند یکی از شاهکارهای تاریخ سینما را در کارنامه کاری خود به ثبت رساند مجبور به بازسازی شهر فرعون بود.

 

 

شهری در بیابان کالیفرنیا، که ساخت آن با 16 هزار طراح، نجار و صنعت‌گر، 6 هفته به طور انجامید.

دروازه‌ای به طول 110 فوت ورودی شهر بود پس از آن به مجسمه فرعون به طول 35 فوت و کمی آنطرف‌تر به 21 مجسمه عظیم‌الجثه ابوالهل قرار داشت که هر کدام حداقل 5 تن وزن داشت.

 

 

طول و عرض کلی این شهر 130 در 720 فوت گزارش شده است. «دومیل» با 2 هزار بازیگر و ... داستان زندگی حضرت موسی را در این شهر به تصویر کشید.

 

 

اکران فیلم «ده فرمان» با فروش موفق 4 میلیون دلار همراه شد. مدتی بعد این شهر زیبا و تاریخی توسط شخصی که نامی از آن برده نشده است ولی گفته می‌شود که «سیسیل ب. دومیل» آن را اخراج کرده بود، توسط مقدار زیادی دینامیت تخریب و مدتی بعد در زیر ماسه‌های بیابان مدفون شد.

این لوکیشن اکتبر سال گذشته توسط کارشناسان پس از 91 سال از زیر خروارهای خاک و شن و ماسه بیرون آورده شد.

 

«سیسیل ب.دمیل» اولین بار در سال 1923 اقدام به ساخت فیلم سینمایی «ده فرمان» به صورت صامت کرد و در سال 1956 با بازی «چارلتون هستون» (در نقش حضرت موسی (ع)) آن را بازسازی کرد.

 

*فیلم سینمایی «متروپلیس» (کلان شهر) محصول سال 1927 میلادی

فیلم سینمایی «مترو پلیس» با بودجه‌ای بالغ بر 5 میلیون و یکصد هزار رایش مارک (واحد پول رایج در جمهوری وایمار و رایش سوم که براساس تورم محاسبه شده در سال 2007 معادل 200 میلیون دلار بود)، ساخته شد که توانست لقب پرهزینه‌ترین فیلم سینمایی دهه 20 میلادی را به خود اختصاص دهد.

ساخت این فیلم 310 روز به طول انجامید و طی این مدت «لانگ» از 37 هزار سیاهی لشکر، شامل 25 هزار مرد، 11 هزار زن، 750 کودک، 11 مرد طاس، 100 سیاهپوست، 25 فرد آسیایی‌تبار استفاده کرد.

برای این فیلم ماکت بزرگ یک کلان شهر طی ماه‌ها و در یک محوطه 60 هزار فوت مربعی ساخته شد.

 

 

فیلم‌نامهٔ این فیلم صامت و سیاه و سفید در سال 1924 نوشته شد و ساخت دو سال بعد آغاز شد.

«مترو پلیس» یک شهر پادآرمانی در سال 2026 میلادی را ترسیم می‌کند که نظام سرمایه‌داری بر جامعه تا آنجا حکم فرما می‌شود که کارفرمایان و کارگران در دو جامعه کاملا تفکیک شده از هم به زندگی خود ادامه می‌دهند؛دسته اول در آسمان‌خراش‌های مجلل بالای زمین و دسته دوم در دالان‌های کارخانه‌ای زیر زمین ساکنند

این فیلم در استودیوهای بابلسبرگ توسط شرکت فیلم‌سازی اونیورسوم (UFA) ساخته شد. این فیلم ژانویه سال 1927 در برلین اکران شد و تماشاگران را تحت تأثیر جلوه‌های ویژه خود قرار داد اما این فیلم از دیدگاه تجاری چندان موفق نبود. «آدولف هیتلر» نیز یکی از علاقمندان به این فیلم بود.

زمان اکران این فیلم در آمریکا نسخه اصلی آن تا 80 دقیقه کوتاه شد و بیشتر صحنه‌های مناقشه‌انگیز آن از آن حذف شد.

 

 

یک نسخه بازسازی شده از فیلم «متروپلیس»  در سال 2001 در جشنواره فیلم برلین به نمایش درآمد و در همان سال این فیلم در فهرست حافظه جهانی یونسکو ثبت شد.

 

 

* فیلم سینمایی «بن‌هور» محصول سال 1959 میلادی

برای ساخت فیلم «بن هور»،15 هزار طرح مختلف در مساحتی بیش از 340 جریب اجرا شد. برای این طرح‌ها 300 دکور عظیم در جاهای مختلف استودیوی چینه چیتا در رم ساخته شد.

 

طرح اولیه لوکیشن فیلم «بن‌هور»

طرح اولیه سکانس‌های مربوط به صحنه‌های مربوط به مسابقات ارابه رانی در فیلم بن هور

 

برای بازسازی شهر اورشلیم از 10 بلوک شهری استفاده شد و  در این 10 بلوک از 40 هزار متر مکعب الوار، بیش از یک میلیون پوند گچ و 250 مایل میلگرد آهنی استفاده شد.

 

چهارچوب خانه «بن هور» از چوب پوشیده شده با گچ ساخته شده بود به گونه‌ای که ظاهر آن خانه‌ای از جنس سنگ را نشان می‌داد.

مجسمه‌های به کار رفته در این لوکیشن از بیش از 200 تندیس بزرگ بودند که برای ساخت آن‌ها از هزاران تجهیزات موجود در انبار استودیوی چینه‌چیتا استفاده شده بود.

 بیش از هزار کارگر از آغاز ژانویه سال 1958 میلادی ساخت این لوکیشن را آغاز کردند و لوکیشنی به طول 2 هزار فوت و عرض 65 فوت که نامش به عنوان بزرگترین تک لوکیشن فیلم در تاریخ سینما به ثبت رسید. 

 

  «هستون»، «وایلر»، «کرک داگلاس» و «جک هاوکینز» در پشت صحنه فیلم «بن هور»

براساس گزارش‌ها، برای ساخت این لوکیشن، 40 هزار تن ماسه سفید از مکزیک به کشور ایتالیا وارد شد. 

 اگرچه در سکانس مربوط به مسابقات ارابه‌رانی در فیلم «بن هور»، در کل 36 اسب به تصویر کشیده شد ولی حداقل 82 حیوان از کشور یوگوسلاوی برای این پروژه سینمایی آورده شد تا در صورت بروز حادثه و یا صحنه‌های دیگر بتوان از آنها استفاده کرد.

 

 

ساخت تنها صحنه مربوط به ارابه رانی10 هفته به طول انجامید و بودجه‌ای که صرف ساخت آن شد، حدود 4 میلیون دلار یا حدود یک چهارم بودجه کل فیلم گزارش شده است.

 

  برای ساخت سکانس مسابقات، از سه دوربین 65 میلی‌متری استفاده شد که برای حمل هر کدام 4 مرد نیاز بود. علی‌رغم تمام مراقبت‌ها، در جریان فیلمبرداری یکی از این دوربین‌ها که یکی از گران‌ترین و نایاب‌ترین دوربین‌ها محسوب می‌شد، خراب شد.

این سکانس که پردردسرترین سکانس این فیلم بود، یک درمانگاه نیز در نزدیکی محل فیلمبرداری دایر شد تا آسیب دیدگان احتمالی سریعاً به آنجا منتقل شده و درمان شوند ولی به علت گرمای بیش از اندازه رم، بیشتر عوامل صحنه بیش از اینکه مجروح شوند، آفتاب زده شدند.

ساخت فیلم «بن هور»، 9 ماه به طول انجامید و طی این مدت «وایلر» و دیگر عوامل هفت روز هفته را هر روز به مدت 16 ساعت کار طاقت‌فرسا انجام می‌دادند.

 

 

در پایان فیلمبرداری تمام دکور ساخته شده که ارزش آن در آنزمان بیش از 150 هزار دلار برآورد شده بود، پیاده شد تا برخی قطعات قابل استفاده، به حراج گذاشته شود تا به نوعی در هزینه‌های ساخت صرفه‌جویی شود و هم این که دیگر تهیه‌کنندگان آثار حماسی نتوانند از ابزارهای مشابه استفاده کنند. 

 

              «آرنولد گیسپی»، مدیر جلوه‌های ویژه فیلم «بن هور» در یک استخر مدل

 

* فیلم سینمایی « کلئوپاترا» محصول سال 1963 میلادی

 

 

این فیلم حماسی و درام به کارگردانی «جوزف ال. منکیه‌ویچ»، با 44 میلیون دلار هزینه ساخت، یکی از گران‌ترین پروژه‌های سینمایی جهان است.

 

برای این فیلم بیش از 70 دکور عظیم ساخته شد که از جمله آنها می‌توان به شبیه سازی میدان بزرگ رم، یک مجسمه 35 فوتی ابوالهول، تخت روان و دو طبقه کلئوپاترا اشاره کرد که برای ساخت این 70 دکور در ایتالیا با کمبود مصالح روبرو شدند.

 

این فیلم با بازی «الیزابت تیلور» و «ریچارد برتون» داستان «کلئوپاترا»، ملکه مصر است و می‌خواهد که از کشورش در برابر خواسته‌های امپریالیستی روم محافظت کند. داستان فیلم شرح سختی‌ها و وقایعی است که در این رهگذر بر کلئوپاترای جوان می‌گذرد. این فیلم برنده چهار جایزه اسکار از جمله اسکار بهترین فیلم سال شد.

* فیلم سینمایی «پرتگاه» محصول سال 1989 میلادی

«پرتگاه» داستانی علمی تخیلی درباره غرق شدن یک زیردریایی اتمی متعلق به کشور آمریکا در دریای کارائیب است که به دنبال آن یک تیم جستجو و بازیابی نیروی دریایی آمریکا همراه با خدمهٔ یک سکوی نفتی، در رقابتی در برابر کشتی‌های روسی سعی در یافتن و بازیابی زیردریایی غرق شده دارند. اما در اعماق دریا آنها به چیزی غیرمنتظره برخورد می‌کنند.

 

 

«جیمز کامرون»، کارگردان فیلم در ابتدا در نظر داشت، این فیلم که بیشتر صحنه‌های آن در اعماق آب ساخته می‌شد، را در اقیانوس بسازد ولی پس مدتی، آنها اقدام به ساخت دو مخزن آب به ظرفیت 7 و نیم میلیون گالون آب، کردند. عمق آب در این گالون‌‌ها 12 متر بود.

 

این مخزن‌ها که در جنوب کالیفرنیا ساخته شدند، در آنزمان بزرگترین مخزن‌های آب شیرین در سراسر جهان محسوب می‌شدند.

 

در پایان ساخت فیلم «پرتگاه»، هزینه تخریب این مخزن‌ها به قدری بالا بود که کمپانی فاکس قرن بستم آن را به حال خود رها کرد تا زنگ بزند ولی از آنجایی‌که همواره از این مخزن‌ها به عنوان تهدیدی برای کسانی که برای دیدن کردن از آنها به این منطقه می‌آمدند، محسوب می‌شد، سال 2007، یعنی 18 سال پس از ساخت فیلم، کمپانی آن را تخریب کرد.

*فیلم سینمایی«تایتانیک» محصول سال 1997 میلادی

از آنجایی که هیچ استودیویی در جهان به اندازه‌ای بزرگ نبود که بتوان فیلم «تایتانیک» را در آن ساخت، مجبور به ساخت یک استودیوی بزرگ ظرف مدت 100 روز شدند.

 

کشتی ساخته شده در فیلم تایتانیک حدود 90 درصد به کشتی واقعی تایتانیک شبیه بود و کل دکور کشتی سوار بر جک‌های هیدورولیکی بود که برای چرخش و به تصویر کشیدن حرکت‌های مربوط به کشتی در آب، قابلیت حرکت زیادی داشت.

 

تمام دکور کشتی در ساحل باخا کالیفرنیا، یکی از ایالت‌های مکزیک ساخته شد و برای بازسازی صحنه‌های مربوط به دریا دو مخزن به ظرفیت 17 و 5 میلیون گالون آب مستقیم از اقیانوس آورده شد ولی آنچه جالب توجه است در صحنه‌های مربوط به غرق شدن جک و دیگر مسافران، عمق آب تنها 3 فوت است.

 

 

بیشتر دکورهای داخل کشتی توسط کمپانی «وایت استار لاین»، همان کمپانی که تایتانیک واقعی را دکور کرده بود، انجام شد. هزینه دکور سوئیت درجه یک کشتی تایتانیک که گران‌ترین سوئیت این کشتی بود، در آن زمان 4 هزار و 350 دلار هزینه در بر داشت چیزی قریب به 100 هزار دلار امروز.

 

در صحنه‌ای که آب وارد رواهرو اصلی کشتی می‌شود، «جیمز کامرون» و دیگر عوامل تنها فرصت یک برداشت داشتند چون قرار بود همه چیز در همان برداشت از بین‌ برود.

 

«کیت وینسلت»، بازیگر نقش رز، در صحنه مربوط به غرق شدن جک (با بازی «لئوناردو دی‌کاپریو» که ابتدا قرار بود «متیو مک‌کوناهی» نقش آن را بازی کند) حاضر نشد، لباس ضد آب بپوشد و همین مسئله باعث شد تا او به شدت ذات‌الریه کند و تا مدت‌ها درگیر این بیماری باشد.

 

 

پرهزینه ترین دکورها ی سینما

 

 

پرهزینه ترین لوکیشن‌ها و دکورها در پروژه‌های سینمایی

 

یکی از مواردی که بخش زیادی از بودجه پروژه‌های سینمایی را به خود اختصاص می‌دهد هزینه ساخت لوکیشن ها و فضاهای لازم برای فیلمبرداری وقایع موجود در فیلم است.

  فیلم‌سازی حرفه پرهزینه‌ای است. از ابتدای کار و نگارش فیلم نامه توسط نویسنده گرفته تا استخدام خدمه کار و تجهیزات لازم و پرداخت حقوق بازیگران و ستاره‌هایی که در قیلم حضور دارند، همگی هزینه‌های بالایی را متوجه استدیوهای فیلم سازی و تیم تهیه کننده فیلم‌های سینمایی متحمل می‌کند. 


یکی از مواردی که بخش زیادی از بودجه پروژه‌های سینمایی را به خود اختصاص می‌دهد هزینه ساخت لوکیشن ها و فضاهای لازم برای فیلمبرداری وقایع موجود در فیلم است. با وجود اینکه با پیشرفت فناوری و فنّاوری امروزه می‌توان بسیاری از صحنه‌ها و لوکیشن های مورد نظر را به صورت دیجیتالی بازسازی کرد اما بسیاری از فیلم سازان ترجیح می‌دهند تا با صرف هزینه بیشتر و ساخت دکورها و لوکیشن های مورد نظر به صورت واقعی فضای فیلم را تا جای ممکن به واقعیت نزدیک کنند. 
در ادامه به معرفی پروژه‌های سینمایی خواهیم پرداخت که بیشترین هزینه را برای ساخت لوکیشن ها و مکان‌های فیلمبرداری را داشته‌اند.


ماتریکس (قسمت دوم)
بخش قابل توجهی از بودجه درنظر گرفته شده برای سه گانه ماتریکس به هزینه ساخت لوکیشن ها و مکان‌های فیلمبرداری با جزئیات بسیار بالا اختصاص داده شده است. در میان سه قسمت فیلم ماتریکس قسمت دوم بیشترین هزینه را برای تیم تهیه کنندگان داشته است. ازر آنجایی که امکان فیلمبرداری صحنه بزرگراه در فیلم به طور کامل وجود نداشت. تیم صحنه مجبور شدند تا یک جاده جداگانه برای خود با صرف هزینه 2.5 میلیون دلار بسازند. بعد از تمام شدن فیلم برداری بسیاری از مواد استفاده شده در ساخت بزرگراه بازیافت شدند.

 

 


غلاف تمام فلزی
هزینه دقیق صحنه‌های لوکیشن های استفاده شده در فیلم تحسین شده استنلی کوبریک کاملاً مشخص نیست. اما بدون شک هزینه ساخت آن‌ها بسیار بالا بوده است. به خصوص باز سازی و ساخت شهر مخروبه هیو در ویتنام یکی از لوکیشن هایی در فیلم است که بیشترین هزینه را به خود اختصاص داده است. استنلی کوبریک برای ساخت این لوکیشن یک یک منطقه نیروگاهی را که قرار بر تخریب آن بوده خریداری می‌کند و تمام ساختمان‌های موجود در آن را از بین می‌برد. سپس ساختمان‌های شهر هیو در ویتنام را به کمک کارگردان هنری فیلم در صحنه بازسازی می‌کند سپس به کم یک گوی تخریب ساختنمان های ساخته شده را همانطور که شواهد و مدارک جنگی واقعی نشان می‌دهد تخریب می‌کند. لاشه تانک ها و هلیکوپتزهای صحنه نیز واقعی هستند.

 


استالینگارد
فیلم درام جنگی فدور بوندارچاک در سال 2013 توانست  توجه بسیاری آر منتقدین را به خود جلب کند. یکی از مهم‌ترین جنبه‌های فیلم استالینگارد صحنه ها و لوکیشن های جالب و واقعی استفاده شده در فیلم است. جای تعجبی ندارد که در حدود یک ششم بودجه فیلم، یعنی چیزی در حدود 5 میلیون دلار صرف ساخت لوکیشن ها، دکورها، سلاح ها و خودروهای موجود در فیلم شده است تا صحنه ها تا جای ممکن به استالینگارد در جنگ جهانی دوم نزدیک باشد. بیش از 400 نفر از کارکنان فیلم 6 ماه را صرف تحقیق در مورد صحنه و لوکیشن های واقعی در زمان جنگ کرده و 6 ماه دیگر را نیز صرف ساخت صحنه‌های استفاده شده در فیلم کرده‌اند.

 


ژنرال
با وجود اینکه فیلم سیاه و سفید کارگردان معروف باستر کیتون در دسته فیلم‌های کمدی جای میگرد، بودجه زیادی در زمان ساخت به آن اختصاص داده شده است. تقریباً بخش اعظمی از بودجه این فیلم صرف یک صحنه و آن هم سقوط یک قطار از روی یک پل در حال فروپاشی شده است. به جای استفاده از ماکت کوچک و یا قطار غیر واقعی، باستر کیتون تصمیم گرفت تا برای طبیعی بودن صحنه یک قطار واقعی را بر روی یک پل واقعی در حال فروریختن قرار دهد. تنها همین صحنه 42 هزار دلار هزینه برای فیلم داشته است که حدوداً 6 میلیون دلار امروزی محسوب می‌شود.

 


تایتانیک
فیلم تایتانیک هم از نظر فروش و هم از نظر منتقدین از فیلم‌های موفق 50 سال اخیر سینما محسوب می‌شود همچنین با هزینه ساخت 200 میلیون دلاری یکی از گران‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما در کارنامه جیمز کامرون نیز است. بخش اعظمی از هزینه فیلم متوجه ساخت دو مخزن بزرگ آب که گنجایش 200 میلیون گالن آب را داشتند شد. در کنار این مخازن یک مدل کامل از سمت راست کشتی تایتانیک در ابعاد 90 درصدی نیز برای فیلمبرداری در این مخازن آب ساخته شد تا جیمز کامرون بتواند آن را غرق کند! هزینه ساخت مدل کشتی تایتانیک و مخازن آب با توجه به هزینه‌ای امروزی 30 میلیون دلار برآورد شده است.

 


بی‌تابی
فیلم بی تابی به عنوان یکی از شاهکارهای عصر سینمای صامت ساخته کارگردان معروف دی گریفیت در سال 1916 است. این فیلم 4 داستان مختلف را با درونمایه یکسان در 4 دوره زماانی مختلف روایت می‌کند. از درام آمریکایی قرن بیستم گرفته تا کشتار و قتل در انقلاب فرانسه در قرن شانزدهم در فیلم روایت می‌شود. از همان ابتدای کار نیز مشخص بود که بخش زیادی از هزینه‌های ساخت فیلم متوجه لوکیشن ها و دکورهای متعدد در فیلم می‌شود. گران‌ترین صحنه در فیلم متعلق به ساخت دیوار بزرگ بابیلون با جزئیات کامل است. با توجه به هزینه ای کنونی هزینه ساخت این صحنه 45 میلیون دلار برآورد شده است.

 


بن‌هور
از نظر بسیاری از منتقدین سینما فیلم سینمایی بن هور ساخته شده در سال 1959 یکی از بزرگ‌ترین فیلم‌های سینمایی تاریخ است و صحنه‌های مربوط به مسابقات درشکه سواری آن نیز شهرت جهانی دارد. تیم تهیه کننده فیلم بیش از 2 میلیارد از هزینه 15 میلیاردی این فیلم را صرف ساخت محل مسابقات درشکه سواری کردند. ساخت این لوکیشن بیش از یک سال به طول انجامید. پس از تکمیل شدن ساخت محل مسابقات شن سفید از سواحل مکزیک به محل فیلمبرداری آورده شد.

 


بازی‌های جنگ 
بازی‌های جنگ یک فیلم سینمایی در سال 1983 بود که بودجه آتن چندان بالا نبود اما بخش قابل توجهی از هزینه‌های فیلم صرف ساخت محل فیلمبرداری و لوکبشن بزرگ و پرهزینه آن شد. تیم تهیه کنندگان فیلم چندین میلیون دلار را صرف ساخت مرکز کنترل نیروی هسته ای آمریکا با عنوان NORAD کردند. ساخت این لوکیشن در حالی بود که تیم تهیه اجازه بازدید از مکان واقعی مرکز کنترل را نداشت.