مجید میرفخرایی

 

 

پروژه موسی حدود ۳۰۰ لوکیشن دارد/ خرید ۳ هزار دست لباس از هند

 

 
طراح صحنه و لباس سریال حضرت موسی(ع) از جزییات طراحی دکورهای این سریال که به ۳۰۰ لوکیشن می رسد، سخن گفت.

مجید میرفخرایی طراح صحنه و لباس در گفتگو با خبرنگار مهر درباره پروژه های خود گفت: فعلا به عنوان مدیر هنری سریال «عقیق» بهرنگ توفیقی که در ماه محرم پخش می شود مشغول به کار هستم.

وی ادامه داد: همچنین مشغول تحقیق درباره طراحی پروژه تلویزیونی موسی هستم که قرار است در شهرک دفاع مقدس در ادامه ‌دکورهای سریال حضرت یوسف در فضای وسیعتری دکورهای آن ساخته شود. گروه وسیعی را برای کار آماده کرده ام تا بزودی ساخت را شروع کنیم. سیداحمد میرعلایی تهیه کننده پروژه نیز اقدامات لازم را انجام داده تا کار به کارگردانی جمال شورجه آغاز شود.

طراح صحنه سریال «در چشم باد» درباره جزییات دکورهای سریال موسی توضیح داد: این پروژه حدود ۳۰۰ لوکیشن دارد که اصلی ترین آن در شهرک دفاع مقدس و ساخت سوله به شکل داخلی است. در سریال حضرت یوسف از سوله های خارج از شهرک استفاده کردیم که متاسفانه تغییر کاربری داده  شد و فضای داخلی قصرها از بین رفت ولی این بار تصمیم بر ساخت سوله برای دکورهای ماندگار داریم.

میرفخرایی در پایان درباره طراحی لباس های این سریال نیز عنوان کرد: حدود سه هزار دست لباس پیش بینی شده است که برای خرید پارچه به هند می رویم که تنوع زیادتری در پارچه دارد و ارزان است. همچنین ساخت وسایل صحنه هم زمان‌بر است و بزودی طراحی آن شروع می شود.

 

مجید میرفخرایی

 

مجید میرفخرایی طراح صحنه و لباس فیلم سینمایی «رستاخیز»

 

مجید میرفخرایی گفت: انتظار نداشتم برای کاری که سیمرغ را گرفتم چنین رفتاری ببینم.

مجید میرفخرایی طراح صحنه و لباس فیلم سینمایی «رستاخیز» درباره سرنوشتی که برای این فیلم رقم خورد به سوره سینما گفت: من درباره واقعه کربلا دو کار سینمایی شاخص «روز واقعه» و «رستاخیز» را داشتم که از هر نظر آثاری قابل قبول هستند. «رستاخیز» شاخصه هایی داشت که به صنعت سینمای ایران کمک می کرد و به نظر من منحصر به فرد بود.

وی افزود: زمانی که قرار به تولید بود صنعت جلوه های ویژه بصری به سینما وارد شده بود و می شد کمال استفاده را از آن کرد دوره ای که «روز واقعه» ساخته شد چنین امکانی نبود. ما با یک حرکت بین المللی کار را شروع کردیم. تدوینگر فیلم زمانی کاندیدای اسکار بود و آهنگساز جایزه های بین المللی از جمله اسکار را دریافت کرده است. کل مجموعه ترکیبی از بهترین های سینمای ایران و جهان بودند و همه این ها به حساسیت احمدرضا درویش بر انجام کار به بهترین شکل برمی‌گردد. من پیش از این با درویش کار کرده بودم و از قبل شناخت کافی از همدیگر داشتیم.

میرفخرایی گفت: بر اساس تحقیقاتی که درویش در اختیار ما قرار داده بود و گروهی که کار می کردند با اطلاعات خوبی که در دست داشتیم گروه های مختلفی تشکیل شد و کارگاه های مختلف لباس و دکور برپا کردیم. مثلا بخش های کاخ، نهر علقمه ، دیوارها ، دروازه و صحنه های بیرونی کوفه از اول ساخته شد. در شهداد برای اولین بار صحنه هایی خلق شد که از نظر بصری بی نظیر بود. وقتی کمپانی انگلیسی کار را دید از درویش پرسید این سکانس کجای دنیا فیلمبرداری شده است. شهداد یعنی کار کردن در گرم ترین نقطه ایران که می گفتند تخم مرغ نیمرو می شود. ما در این شرایط با عشق و علاقه کار کردیم چون خیال مان راحت بود درویش کارگردانی مسلط است و در همکاری با یک تیم حرفه ای کاری بین المللی ساخته خواهد شد. در حین تولید کسانی برای بازدید می آمدند که تاییدشان باعث ادامه کار بود و کسی مشکلی با فیلم نداشت.

rastakhiz

وی ادامه داد: ما سه کارگاه بزرگ آکسسوآر سازی، کارگاه وسایل اسب و چارپایان و خیمه ها و کارگاه ساخت دکور داشتیم که برایش زحمت زیادی کشیده شد. سکانس هایی داشتیم که از اساس خودمان بنا کردیم وی همه فکر می کردند قبلا موجود بوده و از ما آدرس می پرسیدند با زحمت فراوان کار را به نتیجه رساندیم ولی نتیجه ای که دیدیم نه تنها دل ما را شکست بلکه به صنعت سینمای ایران ضربه بدی زد چون من فکر نمی کنم هیچ سرمایه گذار خارجی بعد از این حاضر شود چنین کاری کند تا با داد و بیداد یک عده یک شبه کار از پرده پایین بکشند. دیگر نه سرمایه گذار می آید نه ما می دانیم که می توانیم کار کنیم یا خیر.

طراح صحنه و لباس «اخراجیها» گفت: شوخی نبود ۵ سال زندگی و عمر مان را گذاشتیم. کاش مسئولین تنها به نفع شخصی خودشان توجه نکنند و متوجه باشند که بقیه هم ارزش و احترام خود را دارند. بحث فیلمسازی و صنعت سینمای ایران مطرح است . زحمت یک تیم ۶۰ نفره فقط در دکور نادیده گرفته شد. در جایی که هر بخش تیم خود را داشتند چطور می شود به همین راحتی نه بگویند. بالاخره یکی باید جوابگوی این همه بی احترامی باشد. این اندازه بی احترامی به صنعت و گروهی که کار می کنند قابل تحمل نیست. دلمان سوخت وقتی چهل دقیقه حذف شد. همه آن قنات ها و بخش زیادی از برکه هایی که در کویر ساختیم جایی که اصلا حتی برای زندگی مناسب نبود و نخل هایی که کاشتیم انگار اصلا دیده نشد.

میرفخرایی گفت: چهل دقیقه ای حذف شد که مساله خاصی هم نداشت و می توانستند با چند اصلاح جزیی برطرف شود با این اوصاف چطور توقع دارند صنعت سینما بتواند مشارکتی و بین المللی کار کند. وقتی کتبی برگه ای به نام مجوز می دهند اما به تعهدات شان عمل نمی کنند دیگر شک دارم اگر پیشنهادی شود قبول کنم چون نمی دانم طرف حساب ما کیست و چه کسی مسئولیت این همه زحمت را به عهده می گیرد. «رستاخیز» حاصر زحمت چندساله یک گروه است که به راحتی با شنیدن یک نه همه تلاش شان نادیده گرفته شد.

rastakhiz2

این مدیر هنری باسابقه گفت: زیباترین سکانسی که در چهل دقیقه حذف شده بیشتر دلم را به درد آورد شهداد بود. سکانسی که پرویز پورحسینی وقتی گروه ابن زیاد در طوفان شن گم می‌شوند راه را به آنها نشان می دهد و آینده را برای شان پیش بینی می کند. این صحنه بسیار زیبا و شاعرانه بود. من برای طراحی لباس شقایق فراهانی هم کلی زحمت کشیده بودم ولی همه آنها حذف شد. در شهداد یکی از آثار عجیب و غریب منطقه کویری قنات هایش است که یک تماشاگر خارجی را به خود جذب می کرد آنها خودشان از دیدن صحنه ها حیرت زده بودند اما اینجا به راحتی قیچی شد.

وی گفت: ما در بم خیلی کار کردیم در بسیاری از فیلم های تاریخی از نخل مصنوعی استفاده می کردیم اما درویش گفت باید همه نخل ها طبیعی باشد. در تهران، کرمان، سمنان، گیلان … بخش های مختلف را کار کردیم. حتی برخی بناهای تاریخی که قرار بود فیلمبرداری شود داشت خراب می شد و ما ترمیمش کردیم. به اضافه همه دکورهایی که از صفر ساختیم. با هماهنگی که بین ما و جلوه های ویژه بصری بود دروازه کوفه، حرکت سپاه و … از صحنه های دیدنی فیلم شدند. ضمن اینکه اینها ایرانی نبودند و باید خیلی دقیق همه چیز گوشزد می شد . «رستاخیز» یک حرکت صنعتی -هنری بود که می توانست شروع خوبی باشد که متاسفانه با ندانم کاری جلویش گرفته شد.

طراح صحنه و لباس «پنهان» ادامه داد: ما به عنوان پیش قراولان زودتر از همه کارمان را برای آغاز پیش تولید شروع کردیم. در بیابان برهوت کار را از صفر شروع می کنیم تا دکور آماده شود و تولید را از سر بگیرند. درویش در کنار ما واقعا دلگرمی بود تنها کسی که امید می داد تا در لحظه های طاقت فرسای گرم کویر بتوانیم ادامه دهیم. انتظار داشتم برای کاری که خودم سیمرغ بلورین گرفتم رفتار بهتری ببینم. آنهایی که اعتراض داشتند به نظر من نه تنها اصلا فیلم را ندیدند بلکه سینما را هم نمی شناسند و روی حرف دیگران شایعه ساختند. از این به بعد کسی جرات ساخت یک فیلم ارزشمند را ندارد چون همه زحمت ها به راحتی گفتن یک حرف از بین می‌رود.

 

 

طراحان صحنه

 

در گفت و گوهایی با ایرج رامین‌فر، مجید میرفخرایی، ملك‌جهان خزایی و محسن شاه‌ابراهیمی

 

داز بررسی وضعیت حوزه‌های "چهره‌پردازی" و طراحی "پوسترهای سینمایی"، این بار چهارتن از طراحان صحنه و لباس به ارزیابی این حوزه پرداختند.

ایرج رامین‌فر از فعال‌ترین افراد در طراحی صحنه و لباس كه امسال موفق به دریافت سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر شد در گفتگو با خبرنگار هنری ایسنا با بیان اینكه وضعیت این حوزه فرق زیادی نكرده است می‌گوید: حتی در مواردی بدتر هم شده به خاطر اینكه یك رشته تخصصی است و آدم‌هایی كه وارد می‌شوند باید دوره‌هایی را گذرانده وتجربه‌هایی را داشته باشند كه متاسفانه اینگونه نیست.

وی افزود: در باز است و همه دارند كار طراحی می‌كنند. آدم‌هایی كه احتیاج به دانش و تجربه دارند و باید با دستیاری كارشان را آغاز كنند مشغول به كار هستند كه این بسیار خطرناك است و هم از لحاظ اقتصادی و هم از لحاظ هنری مشكل ایجاد می‌كند.

در همین حال محسن شاه‌ابراهیمی وضعیت را رو به پیشرفت و توصیف می‌كند و معتقد است: طراحی صحنه و لباس یك كار هنری و صنعتی است وهنر كه خلاقیت دائم و صنعت هم رو به پیشرفت است بنابراین نمی‌تواند رو به عقب برگردد.

وی كه هم اكنون مشغول طراحی صحنه و لباس مجموعه مختارنامه است درادامه می‌افزاید: موانعی كه دركار ما وجود دارد عمدتا اقتصادی است كه مربوط به همه بخش‌های تولید پروژه‌ها می‌شود.

شاه‌ابراهیمی عمده‌ترین مشكل را برآوردها و عدم شناخت سرمایه‌گذار روی كار می‌خواند و معتقد است: در پروژه‌هایی كه احتیاج به ساخت و ساز است معمولا بر مبنای جداولی قدیمی و فرمولاسیونی كهنه، بودجه برآورد می شود كه وقتی طراح بودجه را می‌بیند دچار مشكلاتی می‌شود كه در خود كار تاثیر می‌گذارد.

به گزارش ایسنا، مجید میرفخرایی كه عمده فعالیتش در طراحی صحنه و لباس فیلم‌ها و مجموعه‌های عظیم تاریخی خلاصه می‌شود هم با بیان اینكه این حرفه احترامی كه باید داشته باشد را ندارد می‌گوید: الان وضعیت به گونه‌ای است كه لزوم طراحی صحنه ولباس حس می‌شود اما از احترامی كه دیگر حوزه‌های سینمایی دارند برخوردار نیست و باید توجه داشت كه حداقل فیلم‌های تاریخی و زمان‌دار را بدون طراحی صحنه و لباس نمی‌توان تصور كرد.

ملك‌جهان خزاعی نیز كه امسال با فیلم زمستان است در جشنواره فیلم فجر حاضر بود حذف سوبسید از سینما را بیشترین ضربه برای خود و همكارانش توصیف می‌كند و معتقد است: ‌با این كار مقداری دست تهیه‌كنندگان بسته شد و با توجه به سنگین بودن بودجه فیلم‌، دیگر خیلی‌ها سراغ طراحان شناخته شده‌تر نمی‌روند و تنها سریالها هستند كه به این طراحان مراجعه می‌كنند.

وی افزود: كمتر فیلم سینمایی با تهیه‌كننده غیر دولتی پیدا می‌شود كه سراغ طراحی گران قیمت برود. برای خود من كه از اولین طراحان در سینمای ایران هستم ودر اوایل كارم تقریبا هر فیلم خوبی كه ساخته می‌شد سراغی از من می‌گرفتند به این شكل درآمده است.

وی كه تاكنون دو بار برای فیلم‌های بلندی‌های صفر و تولد یك پروانه موفق به دریافت سیمرغ بلورین جشنوا ره فیلم فجر شده است تاكید كرد: هزینه‌های دیگر فیلم مثل دستمزد هنرپیشه‌ها هم بسیار گران شده وتهیه‌كننده برای تامین آنها سعی می‌كند از جاهای دیگر فیلم كم كند.

 

 

مجید میرفخرایی

 

میرفخرایی: تمام دستیارانم راننده آژانس شده‌اند!

 

مجید میرفخرایی در نشست خبری فیلم «رستاخیز» در جشنواره فیلم فجر

باشگاه خبرنگاران: صحبت‌های تند و کوبنده میرفخرایی در خصوص فروپاشی صنعت سینما در ایران قابل تامل است.

مجید میرفخرایی طراح صحنه و لباس سینما و تلویزیون در خصوص اوضاع نابسامان فعالان سرشناسان این حرفه گفت: بسیاری از بزرگان و سرشناسان حرفه طراحی صحنه و لباس که دستیار من بودند و در آثار بزرگی فعالیت داشتند در حال حاضر شغل رانندگی آژانس را پیشه کرده‌اند که جای تاسف دارد.

 

وی افزود: صنعت سینما ایران در حال  فروپاشی است و در این میان خانه سینما و وزارت ارشاد یعنی متولیان اصلی جوابگو نیستند، انگار تنها هدف آن‌ها برگزاری جشنواره‌های متعدد و به تبع آن دید و بازدیدهای رایج و خوش‌گذرانی‌های غیرمتعارف است.

 

گفت و گوی خواندنی با مجید میر فخرایی

 

 

 

اما یک بار که کاریکاتور معلم فیزیکمان را روی تخته کشیده بودم، او خیلی ناراحت شد و از من خواست با...
 
از جوان‌های تنبل بدم می‌آید
* «طراح صحنه و مدیر هنری: مجید میرفخرایی»؛ اگر اهل خواندن تیتراژ پایانی فیلم‌ها و سریال‌ها باشید، حتما ً این عبارت را زیاد دیده اید. مجید میرفخرایی 57 ساله از آن طراحان پر کار سینما و تئاتر است که به غیر از 26 فیلم سینمایی و 13 سریال مهم تلویزیونی، کارهای ریز و درشت زیادی انجام داده. کارنامه اش پر است از فیلم‌های تاریخی، معاصر، مذهبی، جنگی و حتی محصول مشترک با خارج از کشور هم دارد. «روز واقعه»، «آخرین پرواز»، «امام علی علیه السلام»، «مردان آنجلس» و روی بورس‌ترین آنها «یوسف پیامبر». اگر به کارهای ماندگاری که تا به حال انجام داده و جوایزی که گرفته، روحیه جوان و خوش صحبتی را هم اضافه کنید(!) شخصیت جذابی از کار در می‌آید که گفت و گو با او حتما ً خواندنی است.

ذاتا ً هنرمند بودید یا به مرور باهنر آشنا شدید؟

من از دوران کودکی نقاشی می‌کردم، مادرم برای این که من را آرام کند، برایم کبوتر و دانه می‌کشید، ماشین می‌کشید، پارچ می‌کشید تا از روی آنها نقاشی کنم. 3 _2 ساله که بودم، برایم عروسک‌های قرمز شیشه ای می‌خرید و با نخ آنها را از دیوار اتاق آویزان می‌کرد. اینها که تکان می‌خورند، من خنده‌ام می‌گرفت.

مگر 3 _ 2 سالگی را یادتان است!؟

بله، من 2 سالگی ام را یادم می‌آید. وقتی بزرگ‌تر شده بودم، بعضی وقت‌ها خاطراتی را از آن زمان یادم می‌آمد و برای مادرم تعریف می‌کردم. مادرم فکر می‌کرد خودش برایم تعریف کرده اما من خودم آنها را به خاطر داشتم.

پس، از نقاشی شروع کردید؟

بله، دبیرستان هم که می‌رفتم، کاریکاتور می‌کشیدم، کاریکاتور همه معلم‌هایم را می‌کشیدم. آنها هم خوششان می‌آمد. اما یک بار که کاریکاتور معلم فیزیکمان را روی تخته کشیده بودم، او خیلی ناراحت شد و از من خواست با کت نویی که تنم بود، تخته را پاک کنم. من هم این کار را کردم اما خیلی به‌ام برخورد. به مدیران شکایت کردم و با وساطت مدیر، او از من معذرت خواهی کرد. خودش هم از برخوردی که با من داشت، ناراحت شده بود.

چطور با این همه ذوق نقاشی، طراحی صحنه را انتخاب کردید؟

اواخر سال 1349، قبل از کنکور به کلاس‌های معماری می‌رفتم. می‌خواستم معماری بخوانم. یکی از دوستانم به من گفت چرا به جای معماری، رشته طراحی صحنه شرکت نمی‌کنی؟ هم جدیدتر است، هم رشته خوبی است. این شد که من طراحی صحنه را انتخاب کردم و در دانشکده هنرهای دراماتیک قبول شدم.

درس را تا کجا ادامه دادید؟

تا فوق لیسانس اما این جریان دارد.

چه جریانی؟

سال اول که بودم، روی تابلوی اعلانات دانشکده اطلاعیه زدند کارگردانی انگلیسی به نام دیوید پری قرار است برای اجرای یکی از کارهای ژان آنوی به دانشکده بیاید. دانشجوهایی هم که دوست داشتند با این کارگردان تئاتر همکاری کنند، می‌توانستند برای کار ثبت نام کنند. من هم ثبت نام کردم.

دیوید پری باعث ادامه تحصیلتان شد؟

دیوید پری آمد و کار شروع شد. من خیلی ذوق داشتم. شب‌ها تا ساعت 3 _2 نیمه شب کار می‌کردم. یک شب حدود ساعت 12 _11 کار تمام شده بود. روی صحنه خرده‌های چوب ریخته بود و من داشتم صحنه را جارو می‌زدم که برای فردا تمیز باشد. دیوید که می‌خواست برود، من را دید. یکی دو بار دیگر هم من را در حال تر و تمیز کردن صحنه دید. بالأخره یک روز صدایم کرد و پرسید کارت چیست؟ گفتم دانشجو هستم. گفت می‌خواهی بیایی رویال آکادمی ‌ادامه تحصیل بدهی؟ دیوید مدرس آنجا بود و می‌توانست مرا معرفی کند. من هم گفتم حتما ً دوست دارم.

 به انگلستان رفتید؟

نه، آن زمان به خاطر این که سربازی نرفته بودم، نتوانستم بروم انگلستان. دیوید روز خداحافظی گفت که به خاطر این مسأله نتوانسته کاری بکند. اما بعد از گرفتن لیسانس و اتمام سربازی، برای ادامه تحصیل در رویال آکادمی ‌تقاضا دادم. من را به صورت مشروط پذیرفتند؛ قرار شد 6 ماه موقت آنجا باشم و اگر از وضع تحصیل و زبانم راضی بودند، بمانم.

توانستید از آن کارگردان خبری پیدا کنید؟

بله، اوایل ورودم به آکادمی، دانشجوها را گروه بندی کرده بودند تا هر گروه با یک کارگردان کار کند. از قضا «باغ آلبالو»ی چخوف با کارگردانی دیوید پری برای گروه ما بود. روز معرفی، وقتی دیوید من را دید، اشک در چشمانش جمع شد و من را بغل کرد. گفت: «پس بالأخره آمدی». 6 ماه شب و روز کار کردم تا بتوانم در رویال آکادمی ‌بمانم. 4 سال در انگلستان بودم و موفق شدم فوق لیسانس را بگیرم. در این مدت طراحی صحنه 8 _7 تئاتر را انجام دادم، از جمله «رویای شب نیمه تابستان» و «پرواز بر آشیانه فاخته».

جوانی هم می‌کردید؟

آن موقع که من جوان بودم، تفریح کردن به این آسانی‌ها نبود. ما 3 روز کار می‌کردیم تا بتوانیم یک بار برویم سینما یا تئاتر. جوانی کردن من هم توام با کارم بود؛ مثلا ً با همان تیمی ‌که به هم کار می‌کردیم؛ قرار می‌گذاشتیم می‌رفتیم رستوران.

فقط از سینما رفتن و تئاتر دیدن لذت می‌بردید؟

نه فقط. تفریح دیگرم رفتن به طبیعت بود. وقتی ایران بودم، یکی دو روز در هفته با بچه‌ها می‌رفتیم کوه. انگلستان هم چون کوهستانی نبود، می‌رفتم قایقرانی. الأن هم خیلی طبیعت گردی را دوست دارم.

به نظرتان دوره و زمانه عوض شده؟

خب، الأن خیلی راحت تر شده. جوان‌ها نسبت به زمان ما خیلی امکانات دارند. آن زمان باید کلی کار می‌کردیم تا پول بلیت سینما را در بیاوریم و اگر می‌خواستیم 2 بار یک فیلم را ببینیم، خیلی امکانش فراهم نبود. اما الأن سینما رفتن آسان است. سی دی و دی وی دی فیلم‌ها در دسترس است و خیلی راحت می‌شود یک فیلم را چندین بار دید. در شغل ما لازم است یک فیلم را چندین بار ببینی. خود فیلم را یک بار برای فهمیدن داستان می‌بینیم، یک بار برای درک نوع بازی بازیگران و یک بار هم برای این که به طراحی صحنه و لباس آن توجه کنم.

جوان‌ها چطور؟ آنها هم عوض شده اند؟

جوان‌ها به خاطر امکاناتی که راحت در اختیارشان است، آسان گیر شده اند. چون همیشه فرصت دوباره برای انجام یک کار دارند، خیلی قدر کارشان را نمی‌دانند.

جوان‌های زمان شما فرصت تکرار نداشتند؟

نه به کل امروز، خود من وقتی می‌خواستم عکاسی کنم، خیلی دقت می‌کردم؛ چون باید فیلم می‌خریدم. ماده ای که برای ظهور عکس استفاده می‌کردم و همچنین کاغذ عکس گران بود. به خاطر همین وقتی می‌خواستم عکس بگیرم، کلی دقت می‌کردم که کارم خراب نشود. اما الأن دوربین دیجیتال هست؛ در یک لحظه می‌شود کلی عکس انداخت که حالا یکی این وسط از همه بهتر شود.

پس امکانات زیاد هم خوب نیست.

نه، این امکانات بد نیست. خب الأن شتاب بیشتر شده، تنوع و کثرت کار هم بیشتر شده. در عوض، وقت بیشتری هم برای جوان باقی می‌ماند. جوان‌ها باید آسان پسندی را کنار بگذارند و از وقتی که دارند فکر کردن بیشتر روی کارشان استفاده کنند. شرایط کاری الأن سخت تر شده؛ اگر نتوانی درست کار کنی، خیلی طول نمی‌کشد که کنار می‌روی.

 طراحی صحنه چقدر بین جوان‌ها طرفدار دارد؟

من در 5 دانشگاه تدریس می‌کردم. گاهی در یک کلاس 20 یا 25 نفره، فقط 3 نفر بودند که معلوم بود می‌توانند در رشته خود موفق شوند. باقی بچه‌ها تلاش و خلاقیتی از خودشان نشان نمی‌دادند. خیلی‌هایشان در رشته خودشان نمی‌ماندند و جذب کارهای دیگر می‌شدند.

به نظرتان انگیزه‌ها کمتر شده؟

این بی انگیزگی دلایل دیگری دارد. الأن ما در شهر تهران کلا ً 4 سالن تئاتر کلاسیک و استاندارد داریم. بقیه سالن‌ها در حد یک زیرزمین ساده هستند. با این تعداد فارغ التحصیلی که فقط در رشته طراحی صحنه وجود دارد، تعداد سالن‌ها پاسخگوی تأمین شغل این جوان‌ها نیستند.

چقدر مثل جوان‌ها هستید؟

من با جوان‌ها زندگی می‌کنم. تا چند سال پیش که در دانشگاه‌های مختلف تدریس می‌کردم و مرتب با دانشجوها در ارتباط بودم، الأن هم که با جوان‌ها کار می‌کنم.

به آنها اعتماد دارید؟

بله، من همیشه اول اعتماد می‌کنم، مگر این که خلافش ثابت شود. طرف را آزاد می‌گذارم تا کارش را انجام دهد، اگر خوب بود و قابلیت اعتماد را داست، کار را به او می‌سپارم. اما از جوان‌های تنبل بدم می‌آید؛ آنهایی که صبح دیر از خواب بیدار می‌شوند. از سیگار کشیدن هم بدم می‌آید. اگر بفهمم که یکی از بچه‌ها در کارگاه برای سیگار کشیدن بیرون رفته، خیلی مؤدبانه عذرش را می‌خواهم.

در پروژه‌های بزرگ مثل «یوسف پیامبر» چقدر به جوان‌ترها میدان دادید؟

در آن کار، بیشتر همکاران و دستیاران من جوان بودند. پسرم بهرام هم در سریال یوسف پیامبر دستیارم بود. جالب است بدانید که تمام ریزه کاری‌های طراحی لباس را به جوان‌های دانشجو سپرده بودم.
 
 

دنیا منتظر است «رستاخیز» را ببیند

 

 


 

«مجید میرفخرایی» در گفتگو با برنا:

دنیا منتظر است «رستاخیز» را ببیند

طراح صحنه و لباس فیلم سینمایی رستاخیز گفت: روزهایی را که در مراحل پیش تولید و فیلم برداری برای جلوه های ویژه به کشورهای مختلف سفر می کردیم سینماگران و هنرمندان آن ها برای تعامل و ارتباط سازنده تر با سینمای ایران مشتاق بودند و همه منتظرند که نتیجه کار را بر پرده سینما ها ببینید.

«مجید میرفخرایی» طراح صحنه و لباس و مدیر هنری فیلم سینمایی «رستاخیز» درباره تجربه و همکاری با احمدرضا درویش به خبرنگار سرویس سینمای خبرگزاری برنا، گفت: دومین تجربه همکاری من با احمدرضا درویش این بار در رستاخیز تجربه استثنایی بود. با شناختی که از کارگردان داشتم می دانستم همکاری با گروهی را آغاز می کنم که می دانند از سینما چه می خواهند و با ایده های نو و خلاقانه قصد دارند از داستانی مذهبی و آیینی خون تازه ای در رگ های سینما تزریق کنند.

وی افزود: همکاری بین المللی در رستاخیز برای سینمای ما می تواند آغازگر روزهایی باشد که نتیجه اش رشد و تعالی فیلم های در راه تولید و معرفی بیشتر هنر هنرمندان ایرانی در عرصه جهانی باشد. روزهایی را که در مراحل پیش تولید و فیلم برداری برای جلوه های ویژه به کشورهای مختلف سفر می کردیم سینماگران و هنرمندان آن ها برای تعامل و ارتباط سازنده تر با سینمای ایران مشتاق بودند و همه منتظرند که نتیجه کار را بر پرده سینما ها ببینید.

1 (2)

مدیر هنری رستاخیز ادامه داد:کار با احمدرضا درویش مثل بازسازی نقشه ای بود که از مدت ها قبل در ذهن ترسیم شده و ما قبل از شروع فیلم برداری می دانستیم که قرار است چه چیزی را جلوی دوربین ببریم. هم فکری درویش با عوامل در روزهای تولید مستمر و مفید بود، ما از کوچک ترین تغییرات ساختاری فیلم مطلع می شدیم و بر اساس آن ها کا را جلو می بردیم.انسجام گروه و هدف دار بودن پروژه از کلیدی ترین نکات مثبت فیلم بود که آن را فراموش نمی کنم.

 میرفخرایی در پایان گفت: با توجه به تلاش بی وقفه و شبانه روزی گروه فیلم سینمایی رستاخیز چه در روزهای تولید و چه در مراحل بعد از آن امیدوارم این فیلم مورد توجه مخاطبان مشتاق سینما قرار بگیرد و بعد از مدت ها فیلمی را بر پرده سینماها ببینند که بتوان با آن معنای واقعی هنر هفتم را درک کرد. استقبال و لذت مخاطبان از فیلم رستاخیز می تواند خستگی مدت ها کار بی وقفه و تلاش بی دریغ همکارانم را از تن در کند.

 

 

مجید میرفخرایی

 

دستمزد یک بازیگر تا ۱۰۰ برابر طراح صحنه است

 

برنده سیمرغ طراحی صحنه و لباس سی و دومین جشنواره فیلم فجر گفت: دستمزد یک بازیگر 20 تا 100 برابر یک طراح است و این بخش در بسیاری از فیلم ها جدی گرفته نمی شود.

مجید میرفخرایی روز یکشنبه در گفت وگو با ایرنا افزود: بیشتر هزینه های تولید یک اثر سینمایی صرف حضور بازیگران می شود درحالی که یکی از مهمترین مشکلات ما در بخش طراحی صحنه و لباس در سینما کمبود بودجه است.

طراح صحنه فیلم سینمایی روز رستاخیز توضیح داد: طراحی صحنه و لباس در سال های اخیر پیشرفت های خوبی داشته و در این میان جلوه های ویژه بصری نیز به طراحان صحنه و دکور کمک کرده است.

وی با یادآوری اینکه طراحی صحنه و لباس فیلم های سینمایی در کشور جدی گرفته نمی شود توضیح داد: امروز دغدغه برخی فیلمسازان، تولید یک اثر سینمایی و رساندن آن به اکران و بازگرداندن سرمایه است و به بخش طراحی صحنه و لباس توجهی نمی شود. در این میان برخی فیلم ها همچون رستاخیز وˈ چ ˈ نیز وجود دارد که درآنها به طراحی صحنه و دکور بها داده می شود.

به گفته میرفخرایی، اندک بودن بودجه طراحی صحنه، دکور و لباس موجب می شود خلاقیت دراین بخش از بین رفته و حتی برخی بازیگران از لباس های شخصی برای حضور در یک اثر سینمایی استفاده کنند.

وی در ادامه با اشاره به عدم اشراف برخی تهیه کنندگان به موضوع طراحی صحنه یادآور شد: برخی طراحی دکور را با طراحی صحنه برای یک اثر سینمایی اشتباه می گیرند و اشرافی به این بخش ندارند.

برنده سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه و لباس از سی ودومین جشنواره فیلم فجر به روز نبودن دانش در این بخش را از دیگر مشکلات این عرصه برشمرد .

وی عنوان کرد: ما ۳۰ سال پیش تحصیلات خود در بخش طراحی صحنه و لباس را در انگلستان گذراندیم ، این دانسته ها را به شاگردان خود آموختیم و امروز نیز همان دانش به علاقه مندان به این عرصه تدریس می شود. به عبارتی در سال های اخیر دانش طراحی صحنه و لباس در کشور به روز نشده و ما به همان دانسته های قدیم خود اکتفا کردیم.

ˈامروز بسیاری از دستیاران طراحان صحنه از برخی دانشجویان تحصیل کرده در این بخش اطلاعات بیشتری به واسطه تجربه کاری خود دارند و این امر موجب شده دانشجویانی که وارد این بخش می شوند نیز نتوانند مثمر ثمر واقع شوند.ˈ

 

 

گفت و گو با مجید میر فخرایی

 

گفت وگو با مجيد ميرفخرايي مديرهنري وطراح صحنه برجسته تلويزيون و سينما
تقليد در صحنه آرايي كارساز نيست!



  مجيد ميرفخرايي، متولد 1329 در تهران و فارغ التحصيل رشته طراحي صحنه از دانشكده هنرهاي دراماتيك و رويال آكادميك لندن، با عنوان دستيار طراح صحنه از سال 1364 در فيلم زنگ ها( محمدرضا هنرمند) فعاليت خود را در اين زمينه آغاز كرد.
    وي تاكنون در بسياري از تئاترهاي معتبر و در بيش از 30 فيلم و سريال، وظيفه طراحي صحنه و لباس و مديريت هنري را برعهده داشته است كه شماري از مهمترين آثار تصويري اش عبارتند از مردان آ نجلس، امام علي (ع)، حضرت يوسف، ابليس، مرگ پلنگ، روز واقعه، شيخ مفيد، جهان پهلوان تختي، شاه خاموش، فرش باد، وعده ديدار، ازدواج به سبك ايراني و... او در حال حاضر عهده دار مديريت هنري مجموعه تلويزيوني تاريخي در چشم باد به كارگرداني مسعود جعفري جوزاني است. با استاد و هنرمند طراحي صحنه و لباس در تاريكي حيات پشت عمارت، زير درختان تنومند باغ و در ميان همهمه هنروران و آواي فواره هاي به گفت وگو مي نشينيم. 
    اساساً طراحي صحنه چيست و شامل چه ويژگي هايي مي شود؟
    – منظور از اين واژه، به طور عمده طراحي صحنه در سه حوزه هنرهاي نمايشي (سينما، تئاتر و تلويزيون) است. هرچند كه پايه كار مشترك است، اما هركدام ويژگي خاص خود را دارند. طراحي صحنه، فضاسازي براي اتفاق هاي نمايشي است، همان توضيح صحنه هاي ابتداي فيلمنامه يا نمايشنامه كه توسط نويسنده در متن مي آيد، اما لزوماً همان نوشته ها اجرا نمي شود بلكه بامشورت نويسنده و كارگردان، طرح نهايي صحنه به عنوان بستر اجراي اتفاق، به دست مي آيد. 
     لباس، نور و اكسسوار (لوازم فرعي صحنه براي كمك به بازيگر) هم جزئي از همين طراحي و فضاسازي صحنه است؟
    – اكسسوار جزو فضاسازي صحنه هست، اما در طراحي صحنه نمي گنجد. نور، مكمل طراحي صحنه است كه ادغام اين دو با لباس فضاي مطلوب ما را مي سازد.
چرا به طور معمول در ايران، طراحي صحنه و طراحي لباس در يك شاخه ديده مي شود؟
    – اين اشتباه است، چرا كه هريك شاخه اي جداگانه و بي ارتباط به يكديگر است و نبايد در هم ادغام شوند. اين مجموعه هنري تخصصي مي تواند به طور مجزا در دل وظايف مدير هنري ديده شود. حالا اين مدير هنري است كه با توجه به تجربيات خود، نوعي هماهنگي بين تخصص ها براي ارائه به كارگردان ايجاد مي كند. شايد در قرون گذشته مثل عصر شكسپير، همه اين كار ها برعهده يك نفر بوده است اما امروز در خارج از كشور، هريك از شاخه هاي هنري و تخصصي مرتبط با صحنه و لباس – كه بيش از 15 يا 16 مورد است – را يك نفر جداگانه برعهده مي گيرد.
    مدير هنري به عنوان يك سرپرست، عهده دار هماهنگي بين تعداد زيادي از طراحان صحنه، لباس، اكسسوار، جلوه هاي ويژه، گرافيك و ... است، اما از آنجايي كه سينماي ما هنوز به آن قدرت حرفه اي، صنعتي و اقتصادي نرسيده است، همه اين وظايف بر دوش طراح صحنه و لباس قرار مي گيرد. 
  البته چند سالي است كه عنوان مدير هنري در سينماي ما نيزباب شده است؟
    – بله، بنده هم در چند فيلم اخير، اين عنوان را داشته ام و چند طراح را سرپرستي مي كنم. هرچند كه آغاز اين اقدام به قوت خارج از كشور نيست، اما اتفاقي است كه بالاخره بايد رخ مي داد تا بتواند مراحل حرفه اي خود را طي كند و اندكي زمان مي خواهد تا تهيه كنندگان و كارگردانان و عوامل توليد خود را با اين حركت هماهنگ كنند. 
  ضعف اقتصادي چقدر به طراحي صحنه، ضربه وارد مي كند؟
    – خيلي... يك بحث ابتكار است كه به طراح بازمي گردد، اما اين ابتكار براي اجرا نيازمند اقتصاد است. شايد بتوان برخي آثار معاصر را با كمترين بودجه طراحي كرد اما طراحي برخي از آثار ويژه يا كارهاي تاريخي بدون بودجه امكان پذير نيست. 
  در ايران ما مي بينيم كه با ورود سبك تئاتر بي چيز گروتفسكي و به خاطر وضعيت اقتصادي نابسامان هنر، اين روش همه گير مي شود و صحنه هاي باشكوه جاي خود را به صحنه هاي لخت آثار نو مي دهد. به عبارت بهتر تئاتر بي چيز متاثر از مسائل اقتصادي جامعه مورد سوءاستفاده قرار مي گيرد.
    – تئاتر بي چيز، يك سبك و نوعي از اجرا و نه همه اجراست. به موازات همين سبك در دنيا آثاري اجرا مي شود كه با صحنه هاي باشكوه مثلاً 25 سال روي صحنه است و بودجه اي معادل كل بودجه سينماي ايران را در اختيار دارد. جالب اينجاست كه دولت هم كوچكترين كمكي به اقتصاد آنها نمي كند ولي آن قدر جذابيت دارند كه از طريق تماشاچي تامين شوند. مشكل اصلي سينماي ما عدم حضور در عرصه بازار جهاني است. سينمايي كه ارز وارد نكند، همچنان فقير باقي خواهد ماند. تئاتر ما نيز از بنياد فقير است و اصلاً قابل مقايسه با اقتصاد همين سينماي داخلي هم نيست. شايد تئاتر در مواقعي مورد سوءاستفاده از اين سبك هاي بدون طراحي صحنه قرار بگيرد كه اين هم از سردرگمي كارگردانان در اثر ضعف اقتصادي نشات مي گيرد. 
    در اصل ، طراحي صحنه از چه سالي در هنرهاي نمايشي ما آغاز شد؟
    – طراحي صحنه در تئاتر به سال هاي دور و اجراهاي نمايش هاي سنتي بازمي گردد اما طراحي به معناي مهندسي تئاتر ايران را مديون مرحوم ولي ا... خاكدان هستيم كه از باكو به تهران آمد و آن را در دهه هاي 20 و 30 شكل داد. البته آقاي سروري هم در فيلم شب نشيني در جهنم كارهايي را به عنوان اولين طراح صحنه انجام داده بودند، اما آقاي خاكدان براي نخستين بار به طراحي صحنه، رنگ و معني داد و در تئاترهاي لاله زار اجرا كرد. 
  توانمندي فني ما در اين چند دهه، چقدر تفاوت كرده است؟
    – همچنان در ايران از همان ابزار و مواد دهه هاي 20 استفاده مي شود. امروز در دنيا از قالب ريزي، فايبرگلاس، مواد نفتي و... بهره مي برند. حتي طراحي لباس به طراحي صنعتي نزديك شده است. طراحي لباس جنگ ستارگان يا پليس آهني طراحي صنعتي است. ببينيد طراحي در دنيا چقدر پيچيده شده است.
    ما هنوز از موادي بهره مي بريم كه در سال 1920 در هاليوود استفاده مي شد. من بارها گفته ام كه مشكل اصلي طراحي صحنه ما به آموزش بازمي گردد. افرادي در دانشكده هاي هنري تدريس مي كنند كه از همان دانشكده فارغ التحصيل شده اند پس طبيعي است كه تجربيات و آموزه هاي آنها محدود باشد. اين روش آموزش آن قدر شايع شده كه علم طراحي صحنه ما را در يك دايره تكرار انداخته است و دوره به دوره از مدرس به دانشجو منتقل مي شود. اين روش آموزشي باعث يك فاصله تصاعدي طراحي صحنه ما با صنعت سينماي دنيا شده كه هرچه پيش مي رود فاصله اش نيز بيشتر مي شود و اين تا يك مرحله اي قابل درمان است، وقتي كار از كار بگذرد ديگر توان رسيدن به آنها را نداريم. تغذيه ما از علم دنيا محدود است. اگر اين روند تكراري آموزش پيش برود و ارتباط ما همچنان با صاحبان صنعت سينما در جهان قطع باشد، يك روزي تغذيه از دستاوردهاي گذشتگان هم به پايان مي رسد. 
    فكر نمي كنيد يكي از دلايل روند تكراري علوم در دانشكده ها، عدم حضور اساتيد تجربي و آشنا با فناوري روز دنيا همچون جناب عالي و ديگران در محيط آموزش باشد؟
    – من كه اصلاً حاضر به تدريس در دانشگاه ها به ويژه غيردولتي ها نيستم. درست است كه ما دانشكده هاي هنر داريم اما بسياري از آنها ارزش هاي مادي و معنوي آموزش را پاس نمي دارند. دانشجويان فارغ التحصيل بيكار ما هم دچار نوعي ياس فلسفي شده اند. با يك دنيا آرزو و مدرك وارد بازار كار مي شوند اما موقعيت كار وجود ندارد. 
     چه بايد كرد؟
    – دانشگاه ها بايد قضيه آموزش را جدي بگيرند. براي فارغ التحصيلي دانشجو، به يك الگوي ساخته شده پراشكال بسنده مي كنند در حالي كه در طراحي صحنه دنيا، ماكت، تازه اول راه است و بايد به اجرا درآيد. اينجا است كه با برطرف كردن اشكال ابعاد واقعي، يك كار جدي انجام مي شود. همچنين در كنار روش هاي درست آموزش، نيازمند سالن هاي تئاتر و كارگاه هاي عملي دانشجويي هستيم تا دانشجو اثرش را عرضه كند. فناوري بزرگ طراحي صحنه با تعدادي كتاب اجرا نمي شود بلكه نيازمند آزمون و خطا و تمرين و كار كارگاهي است. طراحي صحنه ديجيتالي هم نيازمند استوديوي كارگاهي و تجربي است. متاسفانه اين روش ها در دانشگاه جدي نيست. 
    آيا براي تجربه و آزمون و خطاي اساتيد اين رشته، كارگاهي وجود دارد كه روي دستاوردهاي جديد خود تمرين كنند يا خير؟
    – خير... ما بايد يك پژوهشكده براي اجراي كارهاي تمريني و مطالعه روي آنها داشته باشيم و اين در حالي است كه همه اين پژوهش ها را با ريسك انجام مي دهيم. بايد هرچند وقت يك بار تعدادي از اساتيد هر رشته در كارگاه هاي آموزشي خارج از كشور با دستاوردهاي جديد دنيا آشنا شوند ولي وقتي اين امكان وجود ندارد يا بايد از خير آن گذشت يا اينكه با سرمايه شخصي به اين مهم اقدام نمود. به هر حال همچنان با پذيرش ريسك طرح ها و پژوهش هاي شخصي و بدون حضور پژوهشكده جلو مي رويم تا ببينيم آينده چه مي خواهد!
     آيا ما در طراحي صحنه ايران از دوره ها و سبك هاي هنري جهان عبور كرده ايم؟
    – خير... واقعيت اين است كه تفاوت هنر ما با اروپا همچون تفاوت زندگي ما با آنها است و اين هنر درواقع يك هنر وارداتي است. هرچند كه در نمايش هاي سنتي ايران طراحي هاي صحنه و لباس وجود داشته است اما ما هيچ گاه به سبك هاي مشخصي نرسيديم يا از سبك هاي موجود جهان گذر كرده ايم، يا از آنها عبور كرده ايم يا اصلاً به آن نرسيديم. يا تقليد كارساز نيست! متاسفانه پراكندگي و شتابزدگي كار هنري در ايران بيشترين لطمه را به اين آموزه ها وارد مي كند. 
    با توجه به اينكه جناب عالي فارغ التحصيل لندن هستيد، با توجه به امكانات موجود ما، طراحي صحنه ايران را در مقايسه با دنيا چگونه مي بينيد؟
    – طراحي صحنه ايران، از جهاتي با علم مكانيكي ما شباهت دارد. يك اتومبيل جديد كه وارد مي شود آن قدر آن را تكه تكه و كالبدشكافي مي كنند تا به تجربه اي برسند. آموزش و سرمايه گذاري بنيادي در كشور ما وجود ندارد. ما فرسنگ ها با تكنولوژي روز دنيا فاصله داريم. شايد اگر سال ها ي سال بخواهيم با روش آقاي كيارستمي فيلم بسازيم كسي متوجه ضعف فيلمسازي ما نباشد اما صنعت سينما (نه هنر سينما) نيازمند حضور و پذيرش بين المللي است كه اين به ضعف مديريت صنعتي در كار هنري بازمي گردد. 
     اگر بخواهيم نشانه هاي نارسايي اقتصادي و آموزشي را در كار اساتيد حال حاضر خود كنار بگذاريم، بزرگترين ضعف بزرگان طراحي صحنه ما در چيست؟
    – بزرگترين ضعف كارهاي هنري ما مثل ورزش و ديگر فعاليت هاي جمعي، در عدم عادت به كار گروهي و عادت به كار فردي است. 
    از سال 64 كه جناب عالي به عنوان دستيار طراح صحنه در فيلم زنگ ها شروع به كار كرديد، تا امروز طراحي صحنه دچار چه تحولاتي شده است؟
    – طراحي از گذشته جدي تر شده است چرا كه بدون طراحي صحنه، كار تاريخي و پروژه هاي بزرگ امكان پذير نيست و كم كم به اين نتيجه رسيده اند كه آثار به روز هم طراحي نياز دارد. اما در گذشته به ساختمان هاي موجود و لباس هاي شخصي بازيگران بسنده مي كردند. امروز فضاسازي هنرهاي نمايشي ضروري احساس مي شود و روبه پيشرفت است، ولي هنوز نارسايي هاي مديريتي مجموعه طراحي و كمبودهاي اقتصادي وجود دارد كه در زمان، انرژي و نوع طراحي و روند توليد، اثر منفي مي گذارد. 
    اگر موافق باشيد اندكي هم درباره تفاوت هاي دكور به ويژه دكور تجاري يا خانگي با طراحي صحنه صحبت كنيم. آيا تنها تفاوت اين دو در هدف است؟
    – تفاوت هم در هدف است و هم در كاركرد. فرض كنيد در طراحي يك كافي شاپ چه عناصري دخالت دارند؟ اينجا ديگر فيلمنامه اي وجود ندارد و سليقه شما در اعمال نور و رنگ و ابزار، تفاوت مي كند و عمده هدف، جلب رضايت مشتري است. در طراحي صحنه، به جز سليقه بايد به اهداف و كاركردهاي فيلمنامه، كارگردان، تصويربردار و ساير عوامل نيز پايبند بود. 
     طراحي صحنه در سه شاخه هنرهاي نمايشي (سينما، تلويزيون و تئاتر) كه اهداف تقريباً مشتركي دارند، چه تفاوتي دارد؟
    – طراحي سينما و تلويزيون به يكديگر نزديكترند اما طراحي تئاتر به خاطر ويژگي محدوديت صحنه و فضا و نداشتن كات، نيازمند ابتكار عمل بيشتري است، ولي از طرفي چون ديد تماشاچي از نماي قاب بسته (نماي نزديك) نيست، پس ريزه پردازي سينما را ندارد و از اين زاويه راحت تر است. در سينما دقت ها و نوع نورپردازي متفاوت است. سيستم ديجيتال در تلويزيون داراي ويژگي هاي متمايز ديگري است و حركت دوربين آن هم با سينما فرق مي كند. در هر صورت هريك از اين سه، الفبا و قواعد خودش را دارد كه بحث مفصلي را مي طلبد. به طور كلي طراحي صحنه هر سه حوزه تا نقطه اي مشترك است. همچنان كه در دنيا هم مثل ايران، طراح در هر سه حوزه كار مي كند. طراحي در هركدام از اين عرصه ها، نيازمند مشورت تخصصي با افراد آشنا و متخصص است چرا كه مثلاً نوع رنگ در سينما با نوع رنگ ديجيتال تلويزيون، فرق مي كند. 
  ويژگي هاي طراحي صحنه در آثار تاريخي با آثار روز، چقدر اختلاف دارد؟
    – در آثار تاريخي، محدوديت هايي در تنوع مدل و رنگ لباس و صحنه ايجاد مي شود. شما نمي توانيد در طراحي لباس آدم هاي دهه 20 شلوار جين يا كفش اسپرت را ببينيد! برش و دوخت هم متفاوت است.
    در كارهاي مدرن اين محدوديت وجود ندارد و امروز ديگر هماهنگي رنگ و مدل لباس از بين رفته و تنوع عقيده ها و علايق وجود دارد. در مورد مكان هم اين گونه است، مگر اينكه پست مدرنيسم باشد كه اساساً ما از اين ايسم ها به دوريم و در حال حاضر فقط به فكر بيرون كشيدن گليم خود از آب و آبروداري حرفه اي هستيم. 
    چرا طراحي صحنه سريال هاي تلويزيوني ملودرام، برخلاف سينما و تئاتر از نوعي يكنواختي و تكرار و شباهت پيروي مي كند كه اصلاً براي بيننده جالب و جذاب نيست و بيننده هم طراحي صحنه را در مدت دنبال كردن سريال، احساس نمي كند؟
    – كج سليقگي هاي كلي و كمبود بودجه، ازجمله دلايل اين ضعف است. يك جالباسي در انبار تلويزيون وجود دارد كه بيش از بازيگران ما بازي كرده است. صندلي چوبي ساده لهستاني هم همين سرنوشت را در دكورهاي سريال و فيلم هاي ما دارد.
    شتابزدگي توليد در تلويزيون، عامل ديگري است كه شناخت طراح صحنه را به انواع ديگر اكسسوار از بين مي برد.

آتيه: براي هر كار چقدر زمان و انرژي مي گذاريد و چه مراحلي را طي مي كنيد؟
    – گاهي ماه ها تحقيق مي كنم اما توليد را نمي توان به خاطر تحقيق متوقف كرد. پس، پيش توليد آغاز مي شود و اين تحقيق همزمان از منابع مختلف كتابخانه اي، داشته هاي ذهن، اينترنت و ... انجام مي شود.
    فرصت مناسبي است كه انتقاد و گله اي از كتابخانه هاي معتبر كشور داشته باشم. متاسفانه كتابدارها به ويژه در همين دانشگاه تهران، حتي با نامه هاي اداري از نزديك شدن پژوهشگران به كتاب هاي ارزشمند هراس دارند. گويي مديران دانشگاه با مديران تلويزيون دچار اختلاف و خصومت هستند. 90 درصد كتابدارها به خاطر اينكه به خود زحمت يافتن كتاب را ندهند، در پاسخ به پژوهشگر مي گويند: در حال فيش برداري هستيم. درصورتي كه من مثلاً با دانشگاه كلمبيا از طريق اينترنت ارتباط برقرار مي كنم و آنها در فرصتي كوتاه تمام اطلاعات و خواسته ما را فيش برداري كرده و اعلام مي كنند. پژوهشگران هنري از اين زاويه، ضربه هاي زيادي مي بينند. در جلسه اي به آقاي حداد عادل گفتم: جماعت هنرمند در ايران يك مجموعه اي مي خواهد مثل مركز فرهنگي ژرژ پومپيدو فرانسه؛ چرا كه كتابخانه هاي رايج كشور جوابگوي كار ما نيستند. ضعف تحقيق و پژوهش در ايران احتياج به تغذيه از چنين مجموعه هايي دارد. 
     از گفته ها و شنيده ها پيداست كه در چشم باد جزو مجموعه هاي ديدني تلويزيون از تاريخ معاصر است. اين كار چه ويژگي هايي دارد؟
    – اين مجموعه، تاريخ ايران را از سال 1298 شمسي (دوران ميرزا كوچك خان) تا دوران جنگ ايران و عراق كه دوره تعيين كننده تاريخي است ، در زندگي سه نسل از خانواده اي ورق مي زند و داستاني خانوادگي را همراه تاريخ دنبال مي كند. در اين دوره اتفاقات زيادي در ايران افتاده كه بسياري از وقايع و حوادث آن گنگ بوده است. چيزي نزديك به 340 لوكيشن (محل تصويربرداري) داريم كه تعدادي از آنها مثل موزه سينما، آماده است و تعدادي را هم در شهرك سينمايي ساخته ايم. در هر لوكيشن سه چهار روز ضبط داريم و فكر مي كنم كه حداقل 15 ماه ديگر هم به طول مي انجامد. در اين مجموعه به بهانه جذابيت يك داستان خانوادگي ، بخش مهمي از تاريخ ايران در يك نگاه نو به دقت بررسي مي شود. 
    و...
    ... - حيف است كه دانشجويان، هنرجويان و فارغ التحصيلان با استعداد و پيگير اين رشته با آموزش ناكافي از قافله عقب بمانند و طراحي صحنه در نهايت با پسرفت روبه رو شود. متاسفانه دانشگاه ها در معرفي اين حرفه كوتاهي مي ورزند و اين عدم جديت به كار ما هم لطمه وارد مي كند.
    *مجيد ميرفخرايي در پايان گفت وگو و موقع خداحافظي بابياني طنزآلود از اينكه نمي تواند ميوه هاي پيف پاف خورده روي ميز لوكيشن را تعارف كند، اظهار شرمندگي مي كند!

 

مجيد مير فخرايي طراح صحنه سريال كاسه هاي سفالين

«كاسه‌های سفالین» در مرحله ساخت دكور در شهرك غزالی





مجيد مير فخرايي طراح صحنه سريال كاسه هاي سفالين

تهیه كننده مجموعه تلویزیونی «كاسه‌های سفالین» از ساخت دكورهای این مجموعه در شهرك غزالی خبر داد.
محمد مسعود گفت: سریال «كاسه‌های سفالین» در حال حاضر مراحل پیش تولید خود را سپری می‌كند و به محض آماده شدن دكورها كار ساخت را آغاز خواهیم كرد.
وی افزود: قرار بود این سریال كمی زودتر كلید بخورد اما به دلیل وقفه‌ای كه در ساخت دكورها پیش آمد، كار تصویربرداری به زمان دیگری موكول شد.
مسعود درباره بازیگرانی كه در این مجموعه تاریخی حضور خواهند داشت نیز گفت: با برخی از بازیگران برای حضور در «كاسه‌های سفالین» صحبت كرده‌ایم اما هنوز قراردادی بسته نشده و ترجیح می‌دهم فعلا نامی از آنها منتشر نشود.
بنابر این گزارش، سریال «كاسه‌های سفالین» جزو مجموعه‌های «الف» ویژه سیما به شمار می‌رود كه داستان آن درباره تاریخ معاصر است و از شهریور سال ۱۳۲۰ آغاز و تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به پایان می‌رسد.
فیلمنامه این اثر كه كارگردانی آن را «كمال تبریزی» بر عهده دارد، توسط «علیرضا طالب زاده» نوشته شده و ۱۶۰ تا ۲۰۰ بازیگر اصلی در آن حضور خواهند داشت.
این سریال در ۴۰ قسمت ۴۵ دقیقه‌ای برای پخش از شبكه سه سیما ساخته خواهد شد و سایر عوامل آن كه تا به حال مشخص شده‌اند، عبارتند از:طراح هنری: مجید میرفخرایی، طراح چهره‌پردازی: مجید اسكندری، مدیر تصویربرداری: محمدرضا سكوت، جانشینان تولید: منوچهر رهنما، مجید بذرباش و داوود جمشیدی، صدابردار: بهمن اردلان.
«محمد مسعود» پیش از این تهیه كنندگی مجموعه‌های چون «راه شب» و «معصومیت از دست رفته» را در پرونده كاری خود دارد