کاظم فریبرزی طراح صحنه و دکور سینمای ایران
کاظم فریبرزی طراح صحنه و دکور سینمای ایران درگذشت

«کاظم فریبرزی که در سینما او را بنام «اوس کاظم» میشناسند، متولد 1321 در اراک بود و کار خودش را در سینما از سال 1337 با فیلم «چشمه آب حیات» به عنوان نجار دکور آغاز کرده و بصورت مداوم بعنوان مجری دکور و طراح فنی در سینمای ایران فعالیتش را ادامه داده است.»
به گزارش ایسنا، سال 87 و در دوازدهمین جشن سینمای ایران، در کنار بهرام بیضایی، سیفالله داد و جمشید مشایخی از کاظم فریبرزی تقدیر شد، او که از «چشمه آب حیات» آغاز کرد با «هزاردستان» به اوج کارش رسید و بیش از پنجاه سال فعالیتش را در عرصهی سینما ادامه داد.
این هنرمند در حالی شامگاه 11 اسفند ماه امسال به دلیل عوارض قلبی درگذشت که همچنان مشغول کار در سینما بود.
در سال 87 یعنی 8 سال پیش، خبرنگار ایسنا با کاظم فریبرزی گفتوگویی داشت که به بهانهی درگذشت این هنرمند عرصهی سینما در ادامه آن گفتوگو را بازخوانی میکنیم.
فریبرزی معتقد بود:«در سینمای ایران عادلانه رفتار نمیشود و همیشه بازیگران تافته جدابافته هستند و بیشتر مورد توجه قرار میگیرند و به بچههای صحنه ظلم میشود.»
وی با اشاره به 50 سال حضورش در سینما و تئاتر یادآور شده بود:« بعد از فیلم«چشمه آب حیات» در حدود 6 فیلم نجارکار بودم و با فیلم «حسین کرد» که طراحی دکور آن را زندهیاد ولیالله خاکدان بر عهده داشت به عنوان دکوراتورمشغول شدم و تا قبل از انقلاب در حدود 40 فیلم با این عنوان کار کردم و 10سال هم با زندهیاد «جعفری» و «حالتی» در تئاتر و ساخت دکور فعالیت داشتم.
در اوایل انقلاب با توجه به رکودی که در سینما به وجود آمد، داشتم کارم را عوض میکردم که یواش یواش کارها شروع شد و در سال 58 به پروژه عظیم «هزاردستان» رفتم و با ایدههای علی حاتمی و طراحی ولیالله خاکدان شروع به ساخت دکورهای این مجموعه در بیابانهای اطراف تهران کردیم که امروز به شهرک سینمایی تبدیل شده است.
سه سال مشغول ساخت دکور «هزاردستان» بودیم که کار متوقف شد و علی حاتمی سراغ «حاجی واشنگتن» رفت و من هم به مجموعه «سربداران» رفتم و در همان شهرک سینمایی دکورش را براساس طرحی ازاستاد خورشیدی اجرا کردم که با شروع شدن کار «هزاردستان» دوباره کارم را ادامه دادم و طی یک سال به پایان رسید.
در مواقعی هم کار به خاطر کمبود بودجه میخوابید و حتی گاهی به مرز تعطیلی کشیده میشد که نهایتا به اتمام رسید.»
کاظم فریبرزی در بخش دیگری از این گفتوگو با بیان اینکه دکور «هزاردستان» را با 80 نفر ساخته بودند، گفته بود: «طبق صحبتی که داشتیم، قرار بود دکورها برای 15 سال بماند و بعد جمع شود که الآن 30 سال میگذرد و هنوز سراپا است و تعمیراتی هم در آن صورت نگرفته است.
چندی پیش برای ساخت کلیپ جشن به شهرک سینمایی رفته بودیم. آنجا که میروم از اینکه میبینم رسیدگی نمیشود و در حال از بین رفتن است، دلم میسوزد. آنجا درآمد زیادی داشته و دارد برای بازدید بلیتفروشی میشود و گراند هتل هم که اجاره دادهاند و عروسی هم گرفته میشود و حتی از کسانی که میخواهند آنجا عکس بگیرند پول میگیرند، اما خرجی برای شهرک نمیشود و طی این سالها هیچکاری جز رنگ زدن انجام نشده و جاهایی هم در حال ریختن است که باید بازسازی شود.
سالها پیش مدیر وقت شهرک مرا صدا کرد تا این مکان را بازسازی کنم و صحبت هم کردیم اما عوضشدن مدیران باعث میشود کاری، به سرانجام نرسد.»
این هنرمند از «کمالالملک»، «دلشدگان»، «تنهاترین سردار»،«ولایت عشق»،« ملاصدرا»،« شب دهم»،« شاید وقتی دیگر»،« یوسف پیامبر»،« تفنگ سرپر»، «روزهای به یاد ماندنی»،« حجربن عدی»،«کانی مانگا» و «ملک سلیمان» به عنوان دیگر آثاری نام میبرد که طراحی فنی آنها را بر عهده داشته است.
فریبرزی با بیان اینکه با اکثر کارگردانهای بزرگ سینما کار کرده است به ایسنا گفته بود:« با مهرجویی دراولین فیلمش«الماس 33» و«بانو» و« درخت گلابی» همکاری داشتم، با مسعود کیمیایی در «دندان مار» و کیانوش عیاری «یک روز باشکوه»،بهرام بیضایی «شاید وقتی دیگر» که انبار و بازار قدیمی را ساختم و جعفر پناهی در «دایره» که بیمارستان و بازداشتگاه را بصورت دایره ساختم.»
او از علی حاتمی به عنوان کارگردانی نام برد که با او بسیار راحت بوده است و میگفت: «او قاجاریه را مثل کف دست میشناخت و من حتی آن اوایل رنگها را نمیشناختم و او توضیح میداد و حساسیت زیادی روی کار داشت. هنوز هم «هزار دستان» را بسیار دوست دارم.»
فریبرزی با اشاره به فیلمهایی که طراحی دکور و اجرایش را برعهده داشته، مطرح کرده بود: «زمان از دست رفته» پوران درخشنده را خودم طراحی و اجرا کردم و همچنین «تنوره دیو» کیانوش عیاری و «آرزوی بزرگ» که هنگام کار ولی الله خاکدان درگذشت و من کارهایش را ادامه دادم.»
این هنرمند فقید که ساخت خانه سینما را هم من برعهده داشتهاست، حضورش را در این حرفه مدیون ولیالله خاکدان میدانست و میگفت:«او ریزهکاریهای کار را به من یاد داد و هنگام طراحی روی کاغذ من را صدا میکرد و میگفت کنارش بنشینم و من با علاقهای که داشتم نگاه میکردم. همچنین ابوالقاسم حالتی مجسمهساز هم مشوق اصلیم بود و من را به تئاتر برد.
زمانی دکور را با پارچه میساختیم و مدام تغییر میدادیم و به خاطر سختی که این کار داشت فقط من دوام آوردم وبجز من کسی نماند. اما الآن راحت شده و بیشتر به جای گچ و سیمان از فایبر گلاس استفاده میکنیم که در مقابل برف و باران مقاوم است و هزینه آن هم کمتر میشود. همان زمان هم برای «هزاردستان» گلدانهای بالای ساختمان شهرداری را چون با آب در تماس بود با فایبرگلاس ساختم که هنوز مانده است به هر حال همیشه به دنبال متریالی بودم که ارزانتر باشد و بماند.»
فریبرزی درباره اینکه چقدر از اطلاعات روز دنیا در حرفهاش بهره میبرد هم گفته بود:« اطلاعاتم را از طریق کسانی که خارج هستند مانند پسرخاله و خواهرزادهام به روز میکنم. خودم هم به ایتالیا رفتم و در استودیو «چنینی کیتا» کارهایشان را دیدم و معتقدم ما عقب نیستیم. کرهایها که برای فیلم «ملک سلیمان» به ایران آمده بودند و کار ما را دیدند، میگفتند ما در حد آمریکاییها کار میکنیم و چیزی کم نداریم. فقط یک مقدار کمبود متریال داریم و وسایلی به روز برای ریختهگری میخواهیم که مجبور میشویم، چیزهای دیگری را جایگزین کنیم.»
او که در آن مقطع در سال 87 در جشن خانه سینما بزرگداشتاش برگزار شد، دربارهی آن برنامه هم گفته بود:«انجمن طراحان فنی برای جشن، من را معرفی کرد و دیدند ما خیلی زحمت کشیدیم و نوبتی هم باشد دیگر نوبت ماست. در واقع گروهی در پشت صحنه هستند که خیلی به آنها توجه نمیشود.
در این سالها یکبار سر سریال «تنها ترین سردار» که حالم بد شد و در بیمارستان خوابیدم، خبرنگاری به توصیه غلامرضا موسوی آمد و با من مصاحبه کرد و دیگر در این سالها کسی سراغی از ما نگرفته است.»
فریبرزی درباره وضعیت کاریاش در آن مقطع هم گفته بود:« الآن اگر کار باشد و مرتب کار کنم راضی هستم. اما رکودهایی هم هست و ممکن است یکسال کار کنم و یکدفعه 6 ماه بیکار باشم. اگر دستمزد بیشتری هم بخواهم میبینم به تهیهکننده ظلم کردهام. مثلا سر همین «ملک سلیمان» یک میلیون گرفتم که مدتی هم بیکار بودم و بین کار ما وقفه زیاد افتاد، اما سه چهارسالی است که وضعیت خوب است و اخیرا هم با پروژه «راه ابریشم» محمد بزرگ نیا قرارداد بستهام. این فیلم کاری عظیم متعلق به هزار سال پیش است که دکورهایش توسط پروین صفری طراحی شده و در قشم ساخته میشود و قرار است از آذر ماه فیلمبرداری آن آغاز شود.»
اما مجید میرفخرایی هم در مراسم بزرگداشت کاظم فریبرزی گفته بود: «ما هر فیلم تاریخی و زمانداری که میخواهیم شروع کنیم نام استاد فریبرزی در لیست اول قرار دارد. کسی که تمام ساختارها را برعهده دارد و از تزئینات گرفته تا قالبسازی و نسبت به کارهایی که کمتر در ایران پرداخته میشود، مهارت دارد.»
او با بیان اینکه ما افراد متخصص در این حرفه را کم داریم مطرح کرده بود:« باید این رشته را در دانشگاه داشته باشیم و تدریس شود و امیدوارم نسل بعدی زیر دست امثال فریبرزی بتوانند تربیت شوند.»
کاظم فریبرزی هم پس از دریافت جایزهاش اظهار امیدواری کرده بود" تا بعد از این نیز دیگر بچههای پشت صحنه فراموش نشوند."
سریال شهرزاد
خانه «بزرگآقا» ویرانهای بیش نبود/ بازسازی لالهزار در «شهرزاد» به نفع یادگار زندهیاد علیحاتمی
حسن روحپروری طراح صحنه سریال «شهرزاد»، در گفتوگو با خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس، درباره طراحی تمام صحنههای این سریال که در شبکه نمایش خانگی توزیع میشود و اطلاعاتی که مربوط به دهه 30 است، گفت: ابتدا همه میدانند که فیلمنامه این اثر مربوط به دهه 30 میشود و باید تحقیقات گستردهای را در بخشهای مختلف انجام میدادیم. ابتدا گروهی تشکیل شد و شروع به تحقیقات میدانی کرد و سپس باید منابعی را که مکتوب بودند جمعآوری میکردیم به همین منظور کتابخانه ملی و مجلس در این زمینه به ما کمک کردند تا بتوانیم اطلاعات دقیقتری را کسب کنیم. همچین آرشیوهای عکس را که مربوط به دهه 30 و خیابانهای لالهزار و تهران قدیم میشد، مرور کردیم.
وی در ادامه افزود: به دلیل اینکه میخواستیم به منابع تاریخی استناد دهیم باید برخی چیزها را به صورت دقیق میدانستیم، مثلاً باید از تاریخ ورود آسفالت به تهران مطلع میشدیم یا اینکه لولهکشی آب در چه زمانی صورت گرفته است و از چه زمانی برق به خانههای تهران و در کدام بخشها راه پیدا کرده است. پلاک ماشینها چه شکلی داشتند به همین ترتیب اطلاعات مفصلی را جمعآوری کردیم که در نهایت همه آنها به صورت یک کتابچه در آوردیم.
این طراح صحنه در ادامه صحبتهایش با اشاره به خاطرهای اظهار کرد: روزی در پشت صحنه این سریال فردی رو به من گفت که خیلی هم نیاز نیست تا این اندازه حساس باشید ما برای بچههای تاریخ که فیلم نمیسازیم و من در پاسخ به او گفتم اتفاقا بسیار علاقهمندم این سریال آنچنان در جزئیترین مسائل دقیق باشد که اساتید تاریخ به دانشجویان خود سریال شهرزاد را از این جهت به عنوان یک نمونه معرفی کنند. به همین دلیل بود که کتابچهای را طراحی کردم و آن را در اختیار کارگردان سریال حسن فتحی قرار دادم تا کار با کیفیتتری را در بخشی که مربوط به طراحی صحنه بود شاهد باشیم.
روحپروری در ادامه در پاسخ به نحوه فضاسازی و رنگهای ویژهای که در طراحی صحنه و لوازم استفاده کرده است که برای مخاطب بسیار چشمنواز است، گفت: ابتدا باید دقت داشته باشیم که فضاسازی خانهها و حتی منطقه و شخصیتهایی که در هر خانه زندگی میکردند به هم بسیار مرتبط هستند و در رنگآمیزی آنها به تمام این نکات و جزئیات خاصی توجه شده است، مثلا در طراحی خانه بزرگآقا و شخصیتی که در آن خانه زندگی میکند، دقت داشتیم تا بدانیم چه نوع رنگها و لوازمی و حتی چه ابعادی از آنها لازم است که در آنها تعبیه شود و یا اتاق شیرین با توجه به کاراکترش باید دارای چه رنگ و ویژگیهایی باشد.
وی در ادامه افزود: ما باید به این نکته توجه میکردیم که قرار است 25 قسمت سریال به مخاطب ارائه دهیم و آن با جذابیتهای بصری نیز مواجه شود که او را به دیدن ادامه آن علاقهمند کند. شاید کمی استفاده ویژه از رنگها به همین منظور بوده است که پیش از شروع کار درباره تمام این موارد با گروه سازنده و به خصوص کارگردان صحبت شده بود.
این طراح صحنه با اشاره به محدودیتهایی که در انتخاب لوکیشن داشت،اظهار کرد: برخی از لوکیشنهایی که قرار بود استفاده کنیم در شهرک غزالی استفاده کنیم وجود داشت اما برای مخاطب تکراری شده بود به همین منظور نمای خارجی را فیلمبرداری کردیم و پلانها و سکانسهای داخلی مثلاً یک کافه را در جای دیگر ضبط کردیم.
او همچنین گفت: واقعاً در ساخت لوکیشنهای موجود در شهرک غزالی دست بردیم و بسیاری از آنها را بازسازی کردیم، خیابان لالهزار موجود در شهرک بسیار فرسوده شده بود، پنجرهها شکسته شده بودند و چارچوبهای آنها به هم ریخته بود و ما تمام آنها را رنگآمیزی کردیم، خانه بزرگآقا ویرانه بود که تحویل گرفتیم و در حقیقت یک بازسازی دوباره در خیابان لالهزار و به مدد ساخت شهرزاد صورت گرفت. این در شرایطی است که بعد از زندهیاد علی حاتمی بازسازی با این کیفیت در شهرک غزالی انجام میشد. تا جایی که هزینه درست کردن این خیابان به اندازه هزینه ساخت یک فیلم سینمایی شد و خوشبختانه چون تهیهکننده این سریال نگاه فرهنگی داشتند واقعاً ما را محدود نکردند.
حسن روحپروری که تجربه دستیاری صحنه در فیلم سینمایی «بچههای آسمان»، به کارگردانی مجید مجیدی را داشته درباره نوع ارتباطی که با کارگردان این سریال «حسن فتحی» داشت و اینکه تا چه اندازه تخیلات خود را توانست در این اثر به جای بگذارد، اظهار کرد: خوشبختانه اعتماد خوبی به وجود آمده بود و در جلسات ابتدایی که با هم داشتیم من عکس و آلبوم و حتی نقشه جغرافیایی از تهران تهیه کرده بودم که آنها را به وی نشان میدادم. در اوایل کمی سخت است تا آدمها کمی همدیگر را پیدا کنند و هماهنگ شوند.
وی در ادامه افزود: این هماهنگی و اعتماد تا جایی پیش رفت که اعتماد خوبی بین ما به وجود آمد. همچنین به دلیل اینکه به سرعت باید وارد کار میشدیم طراحی صحنه و ضبط سریال همزمان با هم پیش میرفت و من نمیتوانستم فرصت زیادی از کارگردان بگیرم خوشبختانه تمام کارهایی را که در صحنه اعمال میکردم بدون کوچکترین تغییری مورد توجه حسن فتحی قرار میگرفت و کار به خوبی پیش میرفت.
او در پایان در ارتباط با نگرانیش درباره سوتیهایی که ممکن بود از دل طراحی صحنه این اثر گرفته شود و پیشبینیاش از آن گفت: واقعاً پیش از شروع کار به تمام این حساسیتها فکر کرده بودم و تمام تلاشم را از همان ابتدا انجام دادم تا هیچ ناهماهنگی در صحنه و طراحی آن به وجود نیاید، برخی از نکات که اصلاحپذیر بود، اصلاح میکردیم و برخی از ویژگیهای دیگر مانند وجود تیر چراغبرق که در صحنه که مربوط به آن دهه نمیشد و در مقابل دوربین قرار داشت، تصمیم گرفته شده بود که در پستولید با کمک گرفتن از CG حذف شود.
تیمی که در طراحی و ساخت صحنه شهرزاد بیشترین سهم را داشتند حسن روح پروری در وسط عکس دیده میشود.
پرهزینه ترین دکورها ی سینما
پرهزینه ترین لوکیشنها و دکورها در پروژههای سینمایی
فیلمسازی حرفه پرهزینهای است. از ابتدای کار و نگارش فیلم نامه توسط نویسنده گرفته تا استخدام خدمه کار و تجهیزات لازم و پرداخت حقوق بازیگران و ستارههایی که در قیلم حضور دارند، همگی هزینههای بالایی را متوجه استدیوهای فیلم سازی و تیم تهیه کننده فیلمهای سینمایی متحمل میکند.
یکی از مواردی که بخش زیادی از بودجه پروژههای سینمایی را به خود اختصاص میدهد هزینه ساخت لوکیشن ها و فضاهای لازم برای فیلمبرداری وقایع موجود در فیلم است. با وجود اینکه با پیشرفت فناوری و فنّاوری امروزه میتوان بسیاری از صحنهها و لوکیشن های مورد نظر را به صورت دیجیتالی بازسازی کرد اما بسیاری از فیلم سازان ترجیح میدهند تا با صرف هزینه بیشتر و ساخت دکورها و لوکیشن های مورد نظر به صورت واقعی فضای فیلم را تا جای ممکن به واقعیت نزدیک کنند.
در ادامه به معرفی پروژههای سینمایی خواهیم پرداخت که بیشترین هزینه را برای ساخت لوکیشن ها و مکانهای فیلمبرداری را داشتهاند.
ماتریکس (قسمت دوم)
بخش قابل توجهی از بودجه درنظر گرفته شده برای سه گانه ماتریکس به هزینه ساخت لوکیشن ها و مکانهای فیلمبرداری با جزئیات بسیار بالا اختصاص داده شده است. در میان سه قسمت فیلم ماتریکس قسمت دوم بیشترین هزینه را برای تیم تهیه کنندگان داشته است. ازر آنجایی که امکان فیلمبرداری صحنه بزرگراه در فیلم به طور کامل وجود نداشت. تیم صحنه مجبور شدند تا یک جاده جداگانه برای خود با صرف هزینه 2.5 میلیون دلار بسازند. بعد از تمام شدن فیلم برداری بسیاری از مواد استفاده شده در ساخت بزرگراه بازیافت شدند.
غلاف تمام فلزی
هزینه دقیق صحنههای لوکیشن های استفاده شده در فیلم تحسین شده استنلی کوبریک کاملاً مشخص نیست. اما بدون شک هزینه ساخت آنها بسیار بالا بوده است. به خصوص باز سازی و ساخت شهر مخروبه هیو در ویتنام یکی از لوکیشن هایی در فیلم است که بیشترین هزینه را به خود اختصاص داده است. استنلی کوبریک برای ساخت این لوکیشن یک یک منطقه نیروگاهی را که قرار بر تخریب آن بوده خریداری میکند و تمام ساختمانهای موجود در آن را از بین میبرد. سپس ساختمانهای شهر هیو در ویتنام را به کمک کارگردان هنری فیلم در صحنه بازسازی میکند سپس به کم یک گوی تخریب ساختنمان های ساخته شده را همانطور که شواهد و مدارک جنگی واقعی نشان میدهد تخریب میکند. لاشه تانک ها و هلیکوپتزهای صحنه نیز واقعی هستند.
استالینگارد
فیلم درام جنگی فدور بوندارچاک در سال 2013 توانست توجه بسیاری آر منتقدین را به خود جلب کند. یکی از مهمترین جنبههای فیلم استالینگارد صحنه ها و لوکیشن های جالب و واقعی استفاده شده در فیلم است. جای تعجبی ندارد که در حدود یک ششم بودجه فیلم، یعنی چیزی در حدود 5 میلیون دلار صرف ساخت لوکیشن ها، دکورها، سلاح ها و خودروهای موجود در فیلم شده است تا صحنه ها تا جای ممکن به استالینگارد در جنگ جهانی دوم نزدیک باشد. بیش از 400 نفر از کارکنان فیلم 6 ماه را صرف تحقیق در مورد صحنه و لوکیشن های واقعی در زمان جنگ کرده و 6 ماه دیگر را نیز صرف ساخت صحنههای استفاده شده در فیلم کردهاند.
ژنرال
با وجود اینکه فیلم سیاه و سفید کارگردان معروف باستر کیتون در دسته فیلمهای کمدی جای میگرد، بودجه زیادی در زمان ساخت به آن اختصاص داده شده است. تقریباً بخش اعظمی از بودجه این فیلم صرف یک صحنه و آن هم سقوط یک قطار از روی یک پل در حال فروپاشی شده است. به جای استفاده از ماکت کوچک و یا قطار غیر واقعی، باستر کیتون تصمیم گرفت تا برای طبیعی بودن صحنه یک قطار واقعی را بر روی یک پل واقعی در حال فروریختن قرار دهد. تنها همین صحنه 42 هزار دلار هزینه برای فیلم داشته است که حدوداً 6 میلیون دلار امروزی محسوب میشود.
تایتانیک
فیلم تایتانیک هم از نظر فروش و هم از نظر منتقدین از فیلمهای موفق 50 سال اخیر سینما محسوب میشود همچنین با هزینه ساخت 200 میلیون دلاری یکی از گرانترین فیلمهای تاریخ سینما در کارنامه جیمز کامرون نیز است. بخش اعظمی از هزینه فیلم متوجه ساخت دو مخزن بزرگ آب که گنجایش 200 میلیون گالن آب را داشتند شد. در کنار این مخازن یک مدل کامل از سمت راست کشتی تایتانیک در ابعاد 90 درصدی نیز برای فیلمبرداری در این مخازن آب ساخته شد تا جیمز کامرون بتواند آن را غرق کند! هزینه ساخت مدل کشتی تایتانیک و مخازن آب با توجه به هزینهای امروزی 30 میلیون دلار برآورد شده است.
بیتابی
فیلم بی تابی به عنوان یکی از شاهکارهای عصر سینمای صامت ساخته کارگردان معروف دی گریفیت در سال 1916 است. این فیلم 4 داستان مختلف را با درونمایه یکسان در 4 دوره زماانی مختلف روایت میکند. از درام آمریکایی قرن بیستم گرفته تا کشتار و قتل در انقلاب فرانسه در قرن شانزدهم در فیلم روایت میشود. از همان ابتدای کار نیز مشخص بود که بخش زیادی از هزینههای ساخت فیلم متوجه لوکیشن ها و دکورهای متعدد در فیلم میشود. گرانترین صحنه در فیلم متعلق به ساخت دیوار بزرگ بابیلون با جزئیات کامل است. با توجه به هزینه ای کنونی هزینه ساخت این صحنه 45 میلیون دلار برآورد شده است.
بنهور
از نظر بسیاری از منتقدین سینما فیلم سینمایی بن هور ساخته شده در سال 1959 یکی از بزرگترین فیلمهای سینمایی تاریخ است و صحنههای مربوط به مسابقات درشکه سواری آن نیز شهرت جهانی دارد. تیم تهیه کننده فیلم بیش از 2 میلیارد از هزینه 15 میلیاردی این فیلم را صرف ساخت محل مسابقات درشکه سواری کردند. ساخت این لوکیشن بیش از یک سال به طول انجامید. پس از تکمیل شدن ساخت محل مسابقات شن سفید از سواحل مکزیک به محل فیلمبرداری آورده شد.
بازیهای جنگ
بازیهای جنگ یک فیلم سینمایی در سال 1983 بود که بودجه آتن چندان بالا نبود اما بخش قابل توجهی از هزینههای فیلم صرف ساخت محل فیلمبرداری و لوکبشن بزرگ و پرهزینه آن شد. تیم تهیه کنندگان فیلم چندین میلیون دلار را صرف ساخت مرکز کنترل نیروی هسته ای آمریکا با عنوان NORAD کردند. ساخت این لوکیشن در حالی بود که تیم تهیه اجازه بازدید از مکان واقعی مرکز کنترل را نداشت.
دکوراسیون سنتی خانه های ایرانی
داستان «شهرزاد» به پنج، شش دهه پیش برمیگردد؛ به سالهای دهه ۳۰ شمسی. داستانی عاشقانه که در دل اتفاقات تاریخی روایت میشود. برای ساخت این مجموعه که عنوان گرانترین ملودرام تلویزیونی و بزرگترین و پرهزینهترین مجموعه تاریخ سینما و تلویزیون ایران در بخش خصوصی را یدک میکشد، بیش از ۱۰۰ لوکیشن بازسازی و به شکل دهه ۳۰ طراحی شده است که در این مطلب می خواهیم به اصلی ترین آن ها اشاره کنیم. اولین سریال حسن فتحی در شبکه نمایش خانگی به دل تاریخ سفر کرده و همین انتخاب باعث شده همه اجزای صحنهها، دکورها و لوکیشنها با دقت و ظرافت طراحی، اجرا و استفاده شوند. به همین بهانه سراغ «حسن روحپروری»، طراح صحنه سریال «شهرزاد» رفتهایم تا او از این جزییات و ظرافتها بگوید

آشنایی با طراح صحنه مجموعه شهرزاد
حسن روحپروری، طراحی صحنه سریال «شهرزاد» را برعهده دارد؛ طراحی که از ۲۴ سال پیش در سینما مشغول بوده و در پروژههایی مثل موج مرده، رنگ خدا، روبان قرمز و بچههای آسمان با عناوین طراح صحنه، مدیرصحنه، دستیار صحنه و مدیر طراحی صحنه و لباس فعالیت داشته است. او درباره جزییات طراحی صحنههای سریال شهرزاد حرفهای بیشتری دارد اما میگوید: به دلیل اینکه پخش سریال شهرزاد همچنان ادامه دارد، توضیح بیشتر منجر به لو رفتن داستان شده و جذابیتش را از دست میدهد، پس فکر میکنم به همین مقدار بسنده کنیم بهتر است.


خانه بزرگآقا (علی نصیریان)
خانه بزرگ آقا در باغ سلیمانیه، باغی دو هکتاری در منطقه ۱۴ شهرداری تهران، خیابان پیروزی واقع شده که در تملک بنیاد مستضعفان است. ساختمان قدیمی داخل باغی است که قبلترها باغ وثوقالدوله و همچنین باغ اناری خوانده میشد و قدمتی ۱۰۰ ساله دارد. اخیرا هم از محوطه باغ به عنوان چایخانه سنتی استفاده میشود.

زمانی که این باغ برای لوکیشن انتخاب شد، متروکه بود و گروه دکور پروژه شهرزاد به مدت ۳۵ روز بازسازی آن را با استناد به معماری و تزیینات داخلی عمارتها و کاخهای سالهای ۱۳۳۲ و باغهای ایرانی انجام دادند و حدود ۱۸۰۰ مترمربع چمنکاری و گلکاری در آن صورت گرفت.

دکوراسیون داخلی خانه بزرگ آقا
درباره لوازم دکوری و طراحی دکوراسیون داخلی باید گفت رنگآمیزی لوکیشن و انتخاب و گاهی ساخت اکسسوار براساس شخصیتپردازی کاراکترها صورت گرفته است. تلفیق اتاق کار و اتاق خواب «بزرگ آقا» هم بر تنهایی او تاکید میکند و تزئینات زیاد و پر جزئیات هم دلیل بر حس قدرت طلبی او است. خانه بزرگ آقا بزرگترین و پر جزئیات ترین خانه این سریال است که نشان از قدرت بالای این شخصیت دارد. خیلی از داستان های فیلم از خانه بزرگ آقا شروع می شود و به نوعی فضاهای داخلی این خانه به همین دلیل از اهمیت خاصی برخوردار هستند. سلسله مراتبی هم که در رسیدن به برخی از فضاهای خانه مانند اتاق کار و اتاق خواب او طی می شود بازگو کننده شخصیت پیچیده او است.

خانه جمشید (محمود پاکنیت)
خانه جمشید، خانهای متروکه در خیابان ری است. این خانه با توجه به نیاز فیلمنامه، بازسازی و راه پله به آن اضافه شده است. ویژگی بارز این خانه ستون های آجری منقش به طرح ها و تزئینات آن دوره و ارتباط اتاق ها به وسیله سه دری ها است که کاملا نشان دهنده درونگرایی در معماری آن زمان است.

دکوراسیون داخلی خانه جمشید
در بازسازی نمای خارجی این خانه چند پنجره ارسی با طرح های ساده اضافه شده است که تزئینات آن ها از منزل بزرگ آقا کمتر است که نشان دهنده مرتبه پایین ترخانواده جمشید به نسبت خانواده بزرگ آقا است. از دیگر فضاهایی که در این خانه مورد بازسازی قرار گرفته است، می توان به حوض، آشپزخانه که در زمان قدیم به آن مطبخ می گفتند و حتی باغچه اشاره کرد. در خانه جمشید نشانه ها و المان های سنتی عماری ایرانی مانند رادیو های قدیمی، شمعدان های لاله عباسی و پارچه هایی با طرح و نقش ایرانی به وفور یافت می شود.

فضاهای بیرونی
گروه هنری و طراحی صحنه «شهرزاد» زودتر از سایر گروههای فنی به شهرک سینمایی رفتند و بازسازی وسیع بخشی از آن، از جمله خیابان لالهزار را شروع کردند؛ یکی از مهمترین خیابانهای تهران در دهه ۳۰ و البته یادگاری علی حاتمی برای سینما. گروه هنری «شهرزاد» مغازهها و خیابان لالهزار شهرک سینمایی را بار دیگر طراحی کرده و علاوه بر بازسازی برخی از ساختمانهای داخل این خیابان، از جمله همین گراندهتل که پشت سر شهاب حسینی پیداست و سینما تابان و جواهری غازاریان ، بیش از ۳۰ مغازه جدید را که در دهه ۳۰ در خیابان لالهزار شناخته شده بودند، به آن اضافه کردند.

دفتر «روزنامه باختر امروز» که حسین فاطمی آن را منتشر میکرد، یکی از ساختمانهایی است که در شهرک سینمایی غزالی برای مجموعه «شهرزاد» ساخته شده است. صفحهفروشی بتهوون هم که در سال ۱۳۳۲ توسط مرحوم کریم چمنآرا در لالهزار شروع به کار کرد، یکی دیگر از مغازههایی است که در خیابان لالهزار ساخته شد. ایده ساخت شهرک سینمایی غزالی را سال ۱۳۵۸ مرحوم علی حاتمی و ولیالله خاکدان مطرح کردند. حاتمی در آن زمان ایده ساخت شهرکی سینمایی برای مجموعهای تلویزیونی داشت که به تهران دهه ۲۰ مربوط بود؛ ایدهای که بعد از انجام مطالعاتی که روی شهرک سینمایی چینهچیتا داشت، با طراحی جانی کورتینا، یکی از مشهورترین طراحان ایتالیایی و گروه بزرگ او در مقیاس یک به صد آماده و بعد از مکانیابی در زمینی حدود ۱۰هکتار اجرا شد.

خانه هاشم (مهدی سلطانی)
این خانه، در واقع منزل یکی از پزشکان حاذق دوره قاجار بوده است. منزل او در سال ۱۲۶۲ خورشیدی ساخته شد، با ۸۰۰ مترمربع مساحت که نمونهای از معماری خانههای قاجار است. این خانه در خیابان پامنار تهران به شماره ۳۱۰۴ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این منزل به عنوان لوکیشن خانه هاشم و زیرزمین منحصر بهفردش مناسب اتاق خواب فرهاد (مصطفی زمانی) بود. کاشی کاری مشبک حیاط و اتاق فرهاد و نمای آجری زیرزمین، حیاط و نمای خارجی ساختمان به همراه راهپلهها، سقف، نردهها، حوض، درها و پنجرهها هم مرمت شده است.

دکوراسیون داخلی خانه هاشم
هاشم مردی است که مغازه فرش فروشی دارد و همین نکته در طراحی دکوراسیون داخلی خانه او نیز تاثیر گذار بوده است. فرش های نفیس ایرانی که در این خانه وجود دارد کاملا با شخصیت اهالی خانه جور در می آید. رنگ فرشهای خانه هاشم کرم است که فقط در این لوکیشن استفاده شده است.

استفاده از مبلمان و تابلوهای اشعار خوشنویسی و نقاشیهای شاهنامه در اتاق فرهاد هم با توجه به روحیات او طراحی شده و با شخصیت او هماهنگی لازم را دارد.

اتاق شهرزاد (ترانه علیدوستی)
استفاده از پردههای گلدوزی، تابلوهای گل، آینه مدور و رنگآمیزی آرامشبخش، معرفی شخصیت شهرزاد با استفاده از عناصر دکوراسیون و طراحی صحنه است. این اتاق کاملا پر است از المان هایی که برای اتاق یک دختر جوان نیاز است. لطافت و در عین حال ساختار شکنی و روحیه قوی او برای مقابله با مسائل و مشکلات کاملا بر ظاهر او در فیلم و طراحی دکوراسیون داخلی اتاق خواب اش به چشم می آید.
اگر در فضایی با دکوراسیون خلاقانه کار و زندگی می کنید که پر از نشانه های شخصی شماست، تورهای چیدانه مشتاق است از شما و محل کار و زندگی تان عکاسی کند و آن را به مخاطبان چیدانه نشان دهد. اگر علاقه دارید که عکس های خلاقانه بیشتری از خانه های ایرانی برای ایده گرفتن ببینید
«اوس کاظم سینما»
«اوس کاظم سینما» از نیمقرن فعالیتش گفت
کاظم فریبرزی: دلم برای شهرک سینمایی میسوزد
«کاظم فریبرزی که در سینما او را بنام «اوس کاظم» میشناسند، متولد ۱۳۲۱ در اراک است و کار خودش را در سینما از سال ۱۳۳۷ با فیلم «چشمه آب حیات» به عنوان نجار دکور آغاز کرده و بصورت مداوم بعنوان مجری دکور و طراح فنی در سینمای ایران فعالیتش را ادامه داده است.»
دوازدهمین جشن سینمای ایران قرار است در کنار بهرام بیضایی، سیفالله داد و جمشید مشایخی از کاظم فریبرزی تقدیر کند، او که از «چشمه آب حیات» آغاز کرد با «هزاردستان» به اوج کارش رسید و همچنان بعد از پنجاه سال فعالیتش در عرصهی سینما ادامه دارد.
فریبرزی معتقد است:در سینمای ایران عادلانه رفتار نمیشود و همیشه بازیگران تافته جدابافته هستند و بیشتر مورد توجه قرار میگیرند و به بچههای صحنه ظلم میشود.
وی با اشاره به ۵۰ سال حضورش در سینما و تئاتر گفت: بعد از فیلم«چشمه آب حیات» در حدود ۶ فیلم نجارکار بودم و با فیلم «حسین کرد» که طراحی دکور آن را زندهیاد ولیالله خاکدان بر عهده داشت به عنوان دکوراتورمشغول شدم و تا قبل از انقلاب در حدود ۴۰ فیلم با این عنوان کار کردم و ۱۰سال هم با زندهیاد «جعفری» و «حالتی» در تئاتر و ساخت دکور فعالیت داشتم.
فریبرزی ادامه داد: در اوایل انقلاب با توجه به رکودی که در سینما به وجود آمد داشتم کارم را عوض میکردم که یواش یواش کارها شروع شد ودر سال ۵۸ به پروژه عظیم «هزاردستان» رفتم و با ایدههای علی حاتمی و طراحی ولیالله خاکدان شروع به ساخت دکورهای این مجموعه در بیابانهای اطراف تهران کردیم که امروز به شهرک سینمایی تبدیل شده است.
کاظم فریبرزی که در سینما او را بنام «اوس کاظم» میشناسند، متولد ۱۳۲۱ در اراک است و کار خودش را در سینما از سال ۱۳۳۷ با فیلم «چشمه آب حیات» به عنوان نجار دکور آغاز کرده و بصورت مداوم بعنوان مجری دکور و طراح فنی در سینمای ایران فعالیتش را ادامه داده است
وی افزود: سه سال مشغول ساخت دکور «هزاردستان» بودیم که کار متوقف شد و علی حاتمی سراغ «حاجی واشنگتن» رفت و من هم به مجموعه «سربداران» رفتم و در همان شهرک سینمایی دکورش را براساس طرحی ازاستاد خورشیدی اجرا کردم که با شروع شدن کار «هزاردستان» دوباره کارم را ادامه دادم و طی یک سال به پایان رسید.
او در عین حال خاطرنشان کرد: در مواقعی هم کار به خاطر کمبود بودجه میخوابید و حتا گاهی به مرز تعطیلی کشیده میشد که نهایتا به اتمام رسید.
فریبرزی با بیان اینکه دکور «هزاردستان» را با ۸۰ نفر ساخته است، توضیح داد: طبق صحبتی که داشتیم، قرار بود دکورها برای ۱۵ سال بماند و بعد جمع شود که الآن ۳۰ سال میگذرد و هنوز سراپا است و تعمیراتی هم در آن صورت نگرفته است.
وی خاطرنشان کرد: دو هفته پیش برای ساخت کلیپ جشن به شهرک سینمایی رفته بودیم. آنجا که میروم از اینکه میبینم رسیدگی نمیشود و در حال از بین رفتن است، دلم می سوزد. آنجا درآمد زیادی داشته و دارد برای بازدید بلیتفروشی میشود و گراند هتل هم که اجاره دادهاند و عروسی هم گرفته میشود و حتا از کسانی که میخواهند آنجا عکس بگیرند پول میگیرند، اما خرجی برای شهرک نمیشود و طی این سالها هیچکاری جز رنگ زدن انجام نشده و جاهایی هم در حال ریختن است که باید بازسازی شود.
فریبرزی تصریح کرد:۱۵ سالها پیش مدیر وقت شهرک من را صدا کرد تا این مکان را بازسازی کنم و صحبت هم کردیم اما عوضشدن مدیران باعث میشود کاری، به سرانجام نرسد.
وی از «کمالالملک»، «دلشدگان»، «تنهاترین سردار»،«ولایت عشق»،« ملاصدرا»،« شب دهم»،« شاید وقتی دیگر»،« یوسف پیامبر»،« تفنگ سرپر»، «روزهای به یاد ماندنی»،« حجربن عدی»،«کانی مانگا» و «ملک سلیمان» به عنوان دیگر آثاری نام برد که طراحی فنی آنها را بر عهده داشته است.
فریبرزی با بیان اینکه با اکثر کارگردانهای بزرگ سینما کار کرده است به ایسنا یادآور شد: با مهرجویی دراولین فیلمش«الماس ۳۳» و« بانو» و« درخت گلابی» همکاری داشتم، با مسعود کیمیایی در «دندان مار» و کیانوش عیاری «یک روز باشکوه»،بهرام بیضایی «شاید وقتی دیگر» که انبار و بازار قدیمی را ساختم و جعفر پناهی در «دایره» که بیمارستان و بازداشتگاه را بصورت دایره ساختم.
وی از علی حاتمی به عنوان کارگردانی نام برد که با او بسیار راحت بوده است و ادامه داد: او قاجاریه را مثل کف دست میشناخت و من حتی آن اوایل رنگها را نمیشناختم و او توضیح میداد و حساسیت زیادی روی کار داشت. هنوز هم «هزار دستان» را بسیار دوست دارم.
فریبرزی با اشاره به فیلمهایی که طراحی دکور و اجرایش را برعهده داشته است گفت: «زمان از دست رفته» پوران درخشنده را خودم طراحی و اجرا کردم و همچنین «تنوره دیو» کیانوش عیاری و«آرزوی بزرگ» که هنگام کار ولی الله خاکدان درگذشت و من کارهایش را ادامه دادم.
او که ساخت خانه سینما را هم من برعهده داشتهاست، حضورش را در این حرفه مدیون ولیالله خاکدان دانست و اظهار داشت:او ریزهکاریهای کار را به من یاد داد و هنگام طراحی روی کاغذ من را صدا میکرد و میگفت کنارش بنشینم و من با علاقهای که داشتم نگاه میکردم. همچنین ابوالقاسم حالتی مجسمهساز هم مشوق اصلیم بود و من را به تئاتر برد.
فریبرزی با بیان اینکه الآن کار نسبت به گذشته راحتتر شده است، یادآور شد: زمانی دکور را با پارچه میساختیم و مدام تغییر میدادیم و به خاطر سختی که این کار داشت فقط من دوام آوردم وبجز من کسی نماند. اما الآن راحت شده و بیشتر به جای گچ و سیمان از فایبر گلاس استفاده میکنیم که در مقابل برف و باران مقاوم است و هزینه آن هم کمتر میشود. همان زمان هم برای «هزاردستان» گلدانهای بالای ساختمان شهرداری را چون با آب در تماس بود با فایبرگلاس ساختم که هنوز مانده است به هر حال همیشه به دنبال متریالی بودم که ارزانتر باشد و بماند.
کرهایها که برای فیلم «ملک سلیمان» به ایران آمده بودند و کار ما را دیدند، میگفتند ما در حد آمریکاییها کار میکنیم و چیزی کم نداریم.
وی درباره اینکه چقدر از اطلاعات روز دنیا در حرفهاش بهره میبرد اظهار داشت: اطلاعاتم را از طریق کسانی که خارج هستند مانند پسرخاله و خواهرزادهام به روز میکنم. خودم هم به ایتالیا رفتم و در استودیو «چنینی کیتا» کارهایشان را دیدم و معتقدم ما عقب نیستیم.
اوس کاظم یادآور شد: کرهایها که برای فیلم «ملک سلیمان» به ایران آمده بودند و کار ما را دیدند، میگفتند ما در حد آمریکاییها کار میکنیم و چیزی کم نداریم. فقط یک مقدار کمبود متریال داریم و وسایلی به روز برای ریختهگری میخواهیم که مجبور میشویم، چیزهای دیگری را جایگزین کنیم.
وی با اشاره به برپایی مراسم بزرگداشتش در جشن سینمای ایران گفت: انجمن طراحان فنی برای جشن، من را معرفی کرد و دیدند ما خیلی زحمت کشیدیم و نوبتی هم باشد دیگر نوبت ماست. در واقع گروهی در پشت صحنه هستند که خیلی به آنها توجه نمیشود.
فریبرزی یادآور شد: در این سالها یکبار سر سریال «تنها ترین سردار» که حالم بد شد و در بیمارستان خوابیدم، خبرنگاری به توصیه غلامرضا موسوی آمد و با من مصاحبه کرد و دیگر در این سالها کسی سراغی از ما نگرفته است.
فریبرزی درباره وضعیت کاریاش در این روزها اظهار داشت: الآن اگر کار باشد و مرتب کار کنم راضی هستم. اما رکودهایی هم هست و ممکن است یکسال کار کنم و یکدفعه ۶ ماه بیکار باشم. اگر دستمزد بیشتری هم بخواهم میبینم به تهیهکننده ظلم کردهام. مثلا سر همین «ملک سلیمان» یک میلیون گرفتم که مدتی هم بیکار بودم و بین کار ما وقفه زیاد افتاد، اما سه چهارسالی است که وضعیت خوب است و اخیرا هم با پروژه «راه ابریشم» محمد بزرگ نیا قرارداد بستهام.
وی با بیان اینکه از ۱۵ شهریور برای این پروژه شروع به کار خواهم کرد گفت: این فیلم کاری عظیم متعلق به هزار سال پیش است که دکورهایش توسط پروین صفری طراحی شده و در قشم ساخته میشود و قرار است از آذر ماه فیلمبرداری آن آغاز شود.
دلم براي شهرک سينمايي ميسوزد
دلم براي شهرک سينمايي ميسوزد
«اوس کاظم سينما» از نيم قرن فعاليتهاي خود ميگويد
به بهانه این تقدیر، خبرنگار سینمایی ایسنا گفتگویی با وی انجام داده که با حذف سوالها آن را میخوانیم:
در اوایل انقلاب با توجه به رکودی که در سینما به وجود آمد، داشتم کارم را عوض میکردم که کمکم کارها شروع شد و در سال 58 به پروژه عظیم هزاردستان پیوستم و با ایدههای علی حاتمی و طراحی ولیالله خاکدان شروع به ساخت دکورهای این مجموعه در بیابانهای اطراف تهران کردیم که امروز به شهرک سینمایی تبدیل شده است.
3 سال مشغول ساخت دکور هزاردستان بودیم که کار متوقف شد و علی حاتمی سراغ حاجی واشنگتن رفت و من هم به مجموعه سربداران رفتم و در همان شهرک سینمایی دکورش را براساس طرحی از حسین خورشیدی اجرا کردم که با شروع شدن هزاردستان دوباره کارم را ادامه دادم.
دکور هزاردستان را با 80 نفر ساختیم و طبق صحبتی که داشتیم، قرار بود دکورها برای 15 سال بماند و بعد جمع شود که الان 30 سال میگذرد و هنوز سرپاست و تعمیراتی هم در آن صورت نگرفته است. 2 هفته پیش برای ساخت کلیپ جشن به شهرک سینمایی رفته بودیم و از اینکه میبینیم به آنجا رسیدگی نمیشود و در حال از بین رفتن است، دلم میسوزد.
این شهرک درآمد زیادی داشته و دارد و برای بازدید بلیت میفروشند. در گراند هتل هم عروسی گرفته میشود و حتی از کسانی هم که میخواهند آنجا عکاسی کنند پول میگیرند، اما خرجی برای شهرک نمیشود و طی این سالها هیچ کاری جز رنگ زدن انجام نشده و جاهایی هم در حال ریختن است که باید بازسازی شود.
من با اکثر کارگردانهای بزرگ سینما کار کردهام، با مهرجویی در اولین فیلمش الماس 33 و بانو و درخت گلابی همکاری داشتم، مسعود کیمیایی در دندان مار، کیانوش عیاری در یک روز باشکوه، بهرام بیضایی شاید وقتی دیگر که انبار و بازار قدیمیاش را ساختم و جعفر پناهی در دایره که بیمارستان و بازداشتگاه را به صورت دایره ساختم.
کرهایها که برای فیلم «ملک سلیمان» به ایران آمده بودند و کار ما را دیدند، میگفتند ما در حد آمریکاییها کار میکنیم و چیزی کم نداریم. فقط یک مقدار کمبود مواد داریم و بناچار چیزهای دیگری را جایگزین میکنیم.
گفتگو با حمید قدیریان،طراح صحنه سینما و تلویزیون
گفتگو با حمید قدیریان،طراح صحنه سینما و تلویزیون
شهرک سینمایی غزالی از ابتدای شکل گیری اش به دست مرحوم حاتمی، فراز و فرود های بسیاری را تجربه کرده است و طراحان دکور در این سالها با مشکلات فراوانی رو به رو بوده اند...
گفتگو با حمید قدیریان،طراح صحنه سینما و تلویزیون
شهرك غزالي نيازمند حمايت دولت است
سايت خبري سيما فيلم: شهرک سینمایی غزالی از ابتدای شکل گیری اش به دست مرحوم حاتمی، فراز و فرود های بسیاری را تجربه کرده است و طراحان دکور در این سالها با مشکلات فراوانی رو به رو بوده اند.
اما به نظر می رسد که اين شهرک با همين امكانات اندك خود در اغلب موارد تنها و آخرين گزينه برای تهيه کنندگان بوده است. اگر اين اواخر به شهرک سری زده باشيد و تابلوی ورودی دکور مريم مقدس را ديده باشيد ـ که درآن هيچ نامی از طراح اصلی آن نيست ـ شايد به شنيدن درد دل های برخي اين طراحان از كمبودهاي شهرک غزالی مشتاق شويد. حميد قديريان طراح دکور ماندگار مريم مقدس، مجموعه ساخته نشده امام حسين و..... از آن طراحانی است که درباة اين شهرك مي گويد: چون براي شهرک تا به حال تعريف مشخصی نداشته ايم، اگر هم پيشرفتی در اين سالها بوده به دست برنامه سازان و به تناسب نيازشان انجام شده است.
قديريان درباره اهداف اوليه ساخت اين شهرک می گويد:
اصلا قرار نبود که اينجا يک شهرک سينمايی باشد. يک زمين خالی بود که مرحوم حاتمی در آن دکور ساخته بود و حالا به صرف داشتن حمام و بيمارستان هم تبديل به يک شهرک استاندارد نمی شود.چون يک شهرک مجموعه ای از پلاتوها، لابراتوارها و امکاناتی است که ما در اينجا فاقد آن هستيم. وی معتقد است مکان فعلی شهرک شايد جوابگوی ساخت چند فيلم سينمايی و تلويزيونی باشد، اماقادر به ارتقاي آنها نيست. به گفته او اين که ما بخواهيم مثلا در خاور ميانه حرف اول را بزنيم و يا سينمای دنيا را قبضه کنيم، با اين شرايط و بودجه امکانپذير نيست.
طراح دکور مريم مقدس با مقايسه ای کلی ميان شهرک غزالی و ديگر شهرک های فيلمسازی دنيا می افزايد:
در کشورهای ديگری نظير آلمان، شهرک های سينمايی کوچکتری هست که بازدهی شان از اينجا بيشتر است .به اين خاطر که فضا و امکانات لازم مثل چند پلاتوی اساسی را دارا هستند و طراحان، خودشان را با آن سيستم تنظيم می کنند .در حالی که اينجا يک زمينی را به طراح می دهند تا خودش هر جور که می خواهد کار کند.
او درباره دکورسازی به روش ماندگار نيز معتقد است:
دکورهای خود من همه ماندگار بوده اند. من فکر می کنم اين پول بيت المال است و نبايد هدر برود. دکورهای ماندگار بارها می توانند مورد استفاده قرار بگيرند، مانند دکورهاي مريم مقدس، اگر چه همان جا را هم اگر خودم بخواهم دوباره استفاده کنم برايم قيمت می گذارند.
هفته پيش يک تست می خواستم با دکورهای مجموعه امام حسين که خودم ساخته ام بگيرم، اجازه ندادند. يعنی به اين فکر نمی کنند که من در مورد اين دکور حق طراحی و تفکر دارم.
قديريان می گويد:
اولين کسی که بنيان دکور ماندگار را در اين شهرک گذاشت من بودم و بر اساس برآورد متخصصان، به همان اندازه که خرج کرديم برايمان دکور مانده است که می توانيم کارهای ديگری را آنجا انجام بدهيم.
وی درباره ديگر کارکردهای شهرک سينمايی غزالی اضافه می کند:
از دکورهای ماندگار می شود به عنوان موزه استفاده کرد.حتی يک بار در سالن دکورهای مريم مقدس کنسرت موسيقی برگزار شد و اين نشان می دهد که اگر تفکر درستی وجود داشته باشد، می شود از شهرک استفاده های تجاری زيادی کرد.
اين طراح سينما و تلويزيون همچنين در خصوص ايجاد يک شهرک سينمايی جديد می گويد:
يک شهرک جديد هزينه های خودش را می خواهد. و علاوه بر آن که نيازمند حمايت دولت است بايد از دولتی شدن هم دور بماند. من معتقدم ما به خاطر استعدادهای موجود حتی قادريم خاورميانه و آسيا را هم در اين زمينه پوشش بدهيم. در واقع شرايطش را داريم و بايد مشكلات را برطرف كرد.
مواد اولیه ساخت دکور در کشور «به روز» نیستند
مواد اولیه ساخت دکور در کشور «به روز» نیستند
یک سازنده دکور سینما و تلویزیون میگوید: من برای ساخت دکور فیلم سینمایی «بدوک» ساخته آقای مجید مجیدی فقط ۷۵ هزار تومان دستمزد گرفتم در حالی که ساخت دکوری در میراث فرهنگی با دستمزدی نزدیک به ۲ میلیون تومان در همان زمان به من پیشنهاد شده بود که به دلیل اینکه دغدغه اول من همیشه کار در سینما است آن را نپذیرفتم.
خبرنگار سینمایی هنرنیوز با «احمد رجبی» سازنده پیشکسوت دکور سینما و تلویزیون که قریب ۴۰ سال در این حرفه تجربه دارد گفتگویی انجام داده است که هم اینک میخوانید:
چی شد که علاقهمند به حوزه دکور سازی شدید؟
من در دوران دبیرستان شانس این را داشتم که معلم ادبیات و زبانی به نام مرحوم «محمود جوهری» داشته باشم ایشان آن زمان بازیگر نقش رئیس علی دلواری در سریال «دلیران تنگستان» را برعهده داشتند که متاسفانه همان زمان هم طی تصادفی از دنیا رفتند. من و آقای محمود جفعری که هم اینک بازیگر هستند از شاگردان این مرحوم بودیم و همان زمان بود که اولین جرقههای کارهای هنری و بازیگری در من زده شد و بعدا هم پای من به دانشگاه هنرهای دراماتیک باز شد و کار تاتر را ادامه دادم اما بعدها برای اینکه به لحاظ مالی هم بتوانم زندگی خودم را تامین کنم در کنار کار تاتر به فکر طراحی و ساخت دکور افتادم و وارد این حرفه شدم ضمن اینکه همیشه ما برای کارهای نمایشی خود با معضل بزرگی مثل ساخت دکور روبرو بودیم لذا همزمان با بازی، من کار ساخت دکور را هم برای کارهای نمایشی خودمان انجام میدادم.
آیا به یاد دارید طی این ۴۰ سال برای چند برنامه دکور ساختید؟
بسیار زیاد؛ شاید بیش از هزارتا، واقعا به درستی به یاد ندارم. دکور خانه سبز، رویای شیرین دریا، تمام کارهای آقای صالح اعلا و آقای کاشانی را من دکور زدم. دکورهای تعداد زیادی از فیلم سینمایی مثل دزد عروسکها، کشتی آنجلیکا، بدوک و دیگر فیلمها را برعهده داشتم هر چند که طی این سالها هراز گاهی هم بازیگری کردم. در زمینه تاتر هم خیلی دکور زدم و به دلیل حضورم در تلویزیون، ساخت بسیاری از دکورهای نمایشگاههای صدا و سیما را برعهده داشتم. سال ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ که آقای خاتمی گفتگوی تمدنها را در سازمان ملل مطرح کرد من در فستیوال دوبی در همان زمان برای این فستیوال، طراحی و ساخت دکور دروازه ملل را که مزین به تخت جمشید بود را پیشنهاد دادم که از سوی وزارت امور خارجه ایران پذیرفته شد و من آن دکور را در دوبی ساختم. در همان سال دکور ما در بین ۳۶ کشور اول شد و سال ۲۰۰۴ دوباره در دوبی، دکور یک معماری اسلامی را در فستیوال دوبی طراحی کردیم و ۷۵ متر دکور پل خواجو را با ۶۲ مغازه ساختم که به ارائه کالاهای ایرانی در آن جشنواره می پرداختند.
ویژگی اصلی ساخت دکور برای کارهای تلویزیونی و سینمایی چیست؟ با توجه به اینکه برخیها تصور میکنند کسی که کار نجاری را انجام میدهد حتما میتواند دکور ساز خوبی هم باشد. نظر شما در این باره چیست؟
معتقدم دکور سینما با کارهای نجاری یک دنیا فاصله دارد. چون یک دکوراتور فقط نجار نیست بلکه باید آهنگری، نجاری، جوشکاری و دیگر حرفههای همسو با کار دکور را به خوبی بلد باشد. بنابراین کار دکور با نجاری متفاوت است. یک دکوراتور باید هر دکوری را که میسازد این دکور باید زنده و جان دار باشد و روح دکوراتور باید در کل اثر احساس شود. من به همکاران خودم و جوانانی که با من در کار دکور همکاری میکنند همیشه میگویم شما به تهیه کننده کار که با شما قرار داد بسته است کاری نداشته باشید که آیا دستمزد خوبی داده یا خیر؟ شما هرگز از کارتان کم نگذارید و کار را به بهترین وجه بسازید.
وضعیت دکور در کارهای نمایشی مثل تلویزیون و سینما را چگونه ارزیابی میکنید؟
ما خوشبختانه اساتید خیلی خوبی در زمینه طراحی و ساخت دکور داریم. ولی واقعیت این است که مواد دکورسازی در ایران خیلی کم است و به روز نیست. خیلی از جاها این خلاقیت بچههای دکور ساز است که دکورها رنگ و لعاب بهتری میگیرد. من دکور بزرگی مثل حضرت یوسف را ساختیم و اگر متریالهای بیشتری در اختیار میداشتیم حتما نتیجه این کارها بهتر میشد. امیدوارم که این مشکل هم به همت مسئولین مرتبط با این حرفه هر چه زودتر مرتفع گردد. سینما، تلویزیون و تاتر یک «هنرصنعت» است و باید مواد اولیه دکور آن به موقع تامین شود تا ادامه پیدا کند. وقتی که دست و بال تهیه کننده به لحاظ مالی بسته باشد دست ما هم به لحاظ ارائه یک کار خوب وخلاقانه بستهتر میشود.
معمولا از کارهایی که انجام دادید راضی بودید؟
من تمام کارهای دکوری را که برای سینما کار کردم حتما سناریوی آن را مطالعه کردم و بعد پذیرفتم. اینکه کارگردان اثر چه کسی باشد؟ حتما برای من مهم بوده است. من در مورد همه کارهایی که انجام دادم نظر مساعدی داشتم و خوشبختانه سر بلند هم بودم. یعنی هیچ کاری نبوده که من بعد از ساخت آن از طراحی آن پیشمان شده باشم. من برای ساخت دکور فیلم سینمایی «بدوک» ساخته آقای مجید مجیدی در آن زمان فقط ۷۵ هزار تومان دستمزد دریافت کردم در حالی که من قبل ازاینکه کار دکور بدوک را بپذیریم در میراث فرهنگی برای ساخت دکوری پیشنهاد کار داشتم که نزدیک به ۲ میلیون تومان دستمزد میدادند اما چون سینما همیشه دغدغه من بوده این کار را قبول کردم.
از میان دکورهایی که ساختید آیا به یاد دارید که کدام دکور سختتر بوده است؟
معتقدم برای کسی که عاشق کارش است هیچ کاری سخت نیست. اگر با عشق کار کنید هرگز سختی کار را احساس نمیکنید. اگر چه که این کارها کم خوابی و بیخوابی و دیر رسیدن متریال و صدها مشکل دارد.
معمولا در کارها طراحی را هم قبول میکنید یا فقط مجری هستید؟
سعی میکنم همیشه مجری طرح باشم. البته موردهایی بوده که من در برخی از کارها طراحی هم کردم مثل طراحی دکور جشنواره دوبی اما من همیشه سعی میکنم که یک مجری خوب باشم. من از همان روزهای اول که طراحی دکور در روی کاغذ انجام میشود و من آن را میبینم میتوانم کار را تشخیص بدهم و برای همین ممکن است پیشنهادهایی برای بهتر شدن کار داشته باشم..
شما با تهیه کنندگان زیادی کار کردید. نگاه آنان به دکور چگونه بوده است؟ آیا نگاه باری به هر جهت به دکور داشتند یا یک نگاه تخصصی؟
از صمیم قلبم میگویم من با اکثر کسانی که کار کردم دغدغه دکور داشتند و به این نتیجه رسیدند که باید برای دکور هزینه کنند. البته ملاحظاتی هم به لحاظ هزینه داشتند.
آیا دستمزد کار دکور با دیگر هزینههای فیلم که روز به روز افزایش پیدا میکند تناسبی داشته است؟
متاسفانه دستمزدهای دکور با دیگر هزینهها هماهنگی نداشته است. در مجموع، دستمزد بچههای دکور، منصفانه نبوده است. این درحالی است که تا زمانی که دکور یک کار ساخته نشود هیچ اتفاق هنری برای آن کار رخ نخواهد داد. مثلا من برای ساخت دکور فیلم «عشق تعطیل نیست»، عاشقانه کار کردیم اما آن دستمزدی که لایق زحمت ما بود پرداخت نگردید.
طراحی دکور «ماه عسل» اصرار دارد بگوید من در عین بیسوادی پولدارم!
طراحی دکور «ماه عسل» اصرار دارد بگوید من در عین بیسوادی پولدارم!
سینماپرس - گروه تلویزیون/ برنامه «ماه عسل» بعد از گذشت سه سال سبک و سیاق خاص خود را پیدا کرده است. تفاوت این برنامه که آن را از سایر رقیبان خود جدا می کند در خلاقیت و تنوعی است که این برنامه در انتخاب مهمان هایش دارد. مهمان هایی که بعد از حضور در برنامه از طریق قرار گرفتن در دکور خاص «ماه عسل» به بیننده معرفی می شود اما این دکور نیز انتقادهایی را بر انگیخته است.
به گزارش خبرنگار تلویزیون سینمای ایران، اولین چیزی که در رویارویی با برنامه «ماه عسل» امسال توجه را به خود جلب می کند، دکور خاص و متفاوت این برنامه است. دکوری که آنقدر نگاه را در خود نگه می دارد که در ابتدای مواجهه با آن ذهن بیننده از همراهی با مهمان ها و مجری جا می ماند. اگر کمی دقت کنید بعد از گذشت مدت زمانی از آغاز برنامه، نگاه به جای آنکه به صورت مهمان ها باشد روی دسته مبل یا خطوط عمودی ستون ها و یا نورهای قرمز انتهای صحنه ثابت مانده است. خبرنگار تلویزیون سینماپرس برای بررسی بیشتر این دکور با بهزاد کزازی طراح صحنه فیلم های سینمایی «پدر»، «باران»، «بید مجنون»، «یک تکه نان»، «اینجا چراغی روشن است» و تعدادی فیلم سینمایی دیگر و سریال های «در چشم باد» و «شهریار» به گفت و گو پرداخته است.
نظر شما به عنوان یک فردی که در کارنامه کاری اش طراحی صحنه فیلم هایی با حال و هوای معنوی به چشم می خورد، نسبت به دکور برنامه «ماه عسل» چیست؟
بسیار خدا را شکر می کنم از اینکه جنین حرکتی را شروع کردید و قصد تحلیل یک اثر را دارید. با ادامه این روند امیدوارم فرهنگ تحلیل رواج پیدا کند زیرا تحلیل باعث می شود هر کس سرکار خود بنشیند. ولی متاسفانه تا به امروز این روال باب نبوده. جایی هم که سوال نشود چرا این گونه کار شده است، هر اتفاقی می تواند بیفتد.
پشت طراحی دکور «ماه عسل» سواد بصری وجود ندارد، سواد بصری باید در طراحی چنین دکوری حاکم باشد که نیست. این برنامه قرار است در ماه رمضان پخش شود، ماهی که قرار است آدم ها در آن سبک شوند و از تعلقاتشان دل بکنند. مبل هایی که برای این برنامه انتخاب شده مبل هایی است که به تماشاچی فخر فروشی می کنند، حلقه مارپیچ طلایی دسته مبل چشم بیننده را می دزدد و دائم منم منم می کند که تناسبی با ماه رمضان ندارد. دسته مبل جای دست کسی است که می نشیند ولی این دسته جوری طراحی شده که زاویه دید را به خود معطوف می کند. اگر بخواهیم تازه به دوران رسیدگی را نشان دهیم این دکور مناسب است زیرا این نوع از مبلمان فخر و شعور در خود ندارد. زمانی که شعوری در طراحی مبلمان نباشد این طراحی دائما می خواهد اصرار کند که من پولدارم ولی در عین حال بی سواد هم هستم و مناسب جایی نیست که قرار است صحبت از معرفت شود.

نظرتان درباره رنگ سفید مبل و تضاد آن با زمینه سیاه دکور چیست؟
رنگ سفید مبل زمانی که قرار است مهمان های این برنامه روی آن بنشینند و با وجود آنکه بیشتر مهمان ها خانم هستند با قدی متوسط و قاب سفید مبل پشت سر آنها دیده می شود مناسب نیست. رنگ زمینه مبل باید به جای سفید جوری انتخاب میشد که مایه خاکستری اش متناسب با مایه خاکستری رنگ صورت باشد. رنگ فعلی مبل چهره ها را تیره تر نشان می دهد. با توجه به این که مهمان های این برنامه اغلب با هوشیاری از بین انسان های خوب انتخاب می شوند تا با سرگذشت خود نتیجه اخلاقی به بیننده القا کنند این رنگ مبل در پس زمینه صورت مهمان ها باعث می شود چهره آنها تیره تر دیده شود و در نمای باز تنها یک سر سیاه پیدا باشد و شخصیت کاراکتر مهمانان با سیاهی چهره شان معکوس القا شود. از طرفی رنگ سفید مبل با سیاهی زمینه بالاترین کنتراست را دارد. من اگر بخواهم برای برنامه ایی مناسب ماه رمضان موسیقی تعریف کنم می روم سراغ سازهایی مانند نی و عود تا صمیمیت این برنامه را نشان دهم ولی برای تعریف موسیقی متناسب با کنتراست سیاه و سفید از موسیقی جاز استفاده می کردم و این کنتراست مناسب فضایی صمیمی و دلنشین نیست. سیاهی فضا زمانی استفاده می شود که بخواهیم در جایی خاص روی نور تاکید کنیم. در جایی که تاریکی معنا ندارد نور معنا پیدا می کند. حضور تاریکی یعنی قصد دارم نور را یک جای خاص استفاده کنم که این گونه نبوده است.

دکور ماه عسل تداعی کننده چه نوع معماری است و آیا از نظر شما این دکور خوب اجرا شده؟
وجود محراب هایی که تکرار شدند قصد دارند که شبستان را تداعی کنند اما چنین سقفی با ستون های چهار سانت بدون ارجاع به نمونه های کهن و قدیمی اش اصرار دارد بگوید من دکورم و خودش را از باقی اجزای صحنه می کَند. اگر طراح صحنه ای بخواهد فضای یک قلعه را بازسازی کند برای آنکه وانمود کند دکور موجود یک قلعه است باید قطر دیواره ها را ۱.۵ متری بگیرد. در دکور «ماه عسل» برای ستون های شبستان بهتر بود به جای ستون های چهار سانت از ستون های ۲۰ یا ۳۰ سانتی متری استفاده می شد تا قدمت معماری آن دوره نشان داده شود. اگر روی یک ستون پهن بیست سانتی نقش برجسته نیز کار می شد این قدمت افزایش می یافت. پروفیل چهار سانت برای این ستون ها نه تنها اصالت ندارد بلکه برای نشان دادن قدمت و اصالت یک نوع خاص از معماری فقیر است. از طرفی در اجرا نیز ضعیف عمل شده و محراب ها کج ساخته شده اند. در قسمت بالایی دکور نیز از پلکسی استفاده شده که تصویر و نور محیط را انعکاس می دهد. اگر قرار بود فضای یک دیسکو منعکس شود انعکاس نورها برای آن فضا مناسب بود ولی در دکور این برنامه، چنین مصالحی تنها کارکردش آن است که حواس بیننده را پرت کند، تمرکز را بگیرد و زاویه نگاه را به سمت بالا بدزدد.

لوستر این دکور نیز ماکت یک لوستر فاخر و وصله ناجوری است که در نهایت فخر اصرار به تداعی کردن تازه به دوران رسیدگی دارد. که با برنامه ای که صحبت از سادگی و بی غل و غشی می کند جور در نمی آید. چرخش دکور نیز زمانی می توانست ارزش پیدا کند که در این گردش بتوان چیزهای جدیدی دید.
از طرفی طراح فکر جای دوربین را نکرده است. در این فضا دو نمای اصلی مدیوم شات و لانگ شات ارائه می شود. اما صحنه برای نمای مدیوم طراحی ندارد و در نمای مدیوم نورهای قرمز بک راند که پررنگ ترین رنگ این دکور نیز هستند به طرز آزار دهنده ای حواس مخاطب را می گیرد. نورهای قرمز انتهای صحنه؛ نور چراغ های شهر را تداعی می کند و مخاطب حس خواهد کرد که هر کدام از این نورها می تواند پنجره خانه او باشد که قطعا رنگ قرمز مناسب این ایده نیست. در این دکور جای آجرهای قزاقی، گلدان های شمعدانی، گلدان حسن یوسف و هرگونه گیاهی خالی است.

آیا لباس های که مجری می پوشد برای اجرای چنین برنامه ای و در چنین صحنه ای مناسب است؟
در برنامه شب گذشته لباس مجری بیش از حد براق و شق و رق بود انگار که به یک مهمانی مجلل آمده باشد و این شکل از لباس مثل تمام ارکان دیگر این دکور و صحنه مناسب یک فضای صمیمی نیست خصوصا که اگر قرار باشد مهمان برنامه با لباس سربازی حضور پیدا کند.
گفته می شود که نمونه ای مشابه این دکور در یک برنامه فرانسوی ماهواره وجود دارد، آیا ممکن است این دکور برگرفته از ایده ی دکور یک برنامه خارجی باشد؟
این دکور می توانند کاریکاتوری از دکور یک برنامه فرانسوی باشد. شک نکنید قطعا در آنجا یک شخص با سواد بصری ناظر ساخت دکور خواهد بود.

چرا وضعیت دکور سازی در تلویزیون به گونه ای شده است که دکور برنامه «ماه عسل» با وجود این همه نقطه ضعف در طراحی و اجرا، جزو دکورهای خوب محسوب می شود؟ آیا طراحان ما ضعیف شده اند؟
اگر بین دانش آموزان یک کلاس شش نفر نمره زیر ده بگیرند اشکال از آن بچه هاست ولی اگر کل کلاس نمره ضعیف بگیرند باید به کار آن معلم شک کرد. صدا و سیما با انتخاب نکردن اشخاص متخصص بستری می آفریند که محتوم به شکست می شود، کار خوب هم اگر ارائه شود با خون دل ارائه شده است. در کل اگر وظیفه ای بر دوش کسی که دانش ندارد گذاشته شود، آن فرد می تواند از مشاوران خوب استفاده کند. اما چیزی که برای صدا و سیما مهم است این است که با مبلغ مشخص کار را به برنامه برساند و همیشه هم برای آماده سازی دکور برنامه های مناسبتی دیر اقدام می شود.
دکورسازی در آستانه مرگ
به گزارش خبرنگار تئاتر شبستان طراحی صحنه یکی از جدی ترین پایه های شکل گیری یک نمایش است. ستونی که اگر درست طراحی شود نه فقط برای القای فضا و باورپذیری که در شکل گیری بازیها و کارگردانی تاثیر گذار خواهد بود. مسئله ای جدی که اغلب و به ویژه در آثار هنرجویان نادیده گرفته می شود.
از طرفی فقدان کارگاه دکور در کشور این رکن مهم را با مشکل جدی مواجه کرده است. مسائلی که در نبود کارگاه دکور تئاتر کشور را تهدید می کند و نگرانی های برخی از طراحان صحنه که گسترش سالن های کوچک را موجب نابودی طراحی صحنه در سالهای آینده می دانند، موجب شد تا با رضا مهدی زاده در این باره گفت و گو کنیم.
رضا مهدی زاده، از طراحان صحنه ی حرفه ای تئاتر ایران است که بیش از هفتاد اثر نمایشی را طراحی کرده است. از جمله ی این آثار می توان به نمایش های «باغ دلگشا» ، «فاوست» و «سقراط» در تالار وحدت، «ترور» ، «دایی واینا» و «دن کامیلو» در سالن اصلی تئاتر شهر و «هیچ کس نبود بیدارمان کند» در تئاتر باران اشاره کرد.
مدیر گروه کارشناسی ارشد کارگردانی پردیس دانشگاه هنر تهران که سابقه ی همکاری سینمایی با کارگردانی نظیر مسعود کیمیایی نیز در کارنامه اش دیده می شود، کارشناس ارشد کارگردانی نمایش از دانشگاه تربیت مدرس است. وی کارشناسی طراحی صحنه را از دانشگاه هنر تهران کسب کرده و کارشناس ارشد مهندسی معماری از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد است.
* یک نگرانی در مورد طراحی صحنه وجود دارد، که آیا سالن های کوچک تئاتری که با روزی، دو، سه اجرا فرصت طراحی صحنه را دریغ می کنند باعث از بین رفتن طراحی صحنه در سالهای پیش رو نمی شوند؟
نه. در همه جای دنیا یک سری سالن منطقه ای وجود دارد که قرار نیست اتفاق بزرگی در آن ها بیفتد. در این دسته سالن ها روایت داستان مهم است و بازی ها، مخاطب هم لذت خودش را می برد. بخش دیگر سالن ها در هر شهر برای خلق آثاری واگذار می شوند که در آن همه چیز تاثیرگذار باشد که یکی طراحی صحنه است. مثلا در تهران تعدادی سالن منطقه ای داریم که هر چند روز یکی به آنها اضافه می شود. یادمان باشد قرار نیست در هیچکدام کاری تولید شود که شکوهی در طراحی صحنه داشته باشند. معمولاً طراحی صحنه ی نمایش هایی که در این سالن ها اجرا می شوند، با کمترین ابزار شکل می گیرد. پس این سالن ها و اجرا در این سالن ها نه تنها باعث نگرانی نمی شود که اتفاق مبارکی است.
* پس چرا زمزمه ی این نگرانی از محیط های دانشگاهی و یا برخی از طراحان صحنه به گوش می رسد؟
من هم این را که قرار است بلایی بر سر طراحی صحنه نازل شود در محیط های دانشگاهی شنیده ام. می دانم برخی طراحان هم دم از نگرانی می زنند اما به نظرم شاید نمی دانند که یکی از اصول اساسی طراحی صحنه، بهره مندی خلاقیت طراح در مسیری است که با سالن اجرا متناسب باشد. من در لندن، طراحی را در سالنی تجربه کردم که ابعادی شبیه کارگاه نمایش داشت. سالن کاملاً حرفه ای بود اما فضایی برای خلق یک طراحی باشکوه در اختیار قرار نمی داد. آنجا باید موتور اجرا را با حداقل مناسب راه انداخت.
* با توجه به اینکه در تماشاخانه ی باران تجربه ی اجرای همزمان با دو نمایش دیگر داشتید، واقعاً این همزمانی طراحی صحنه را با اشکال مواجه نمی کند؟
نه. چون من و سیامک احصایی که نمایش خودش را طراحی کرده بود، به این توافق رسیدیم که همه چیز ظرف پانزده دقیقه جمع شود. این در حالی بود که می دانستیم هیچ یک از دو نمایش نباید لطمه بخورند. من و آقای احصایی ذره ای از ایده های مان کوتاه نیامدیم، چرا که در کار خود وسواس داریم. اما هر دو واقف بودیم که در یک سالن منطقه ای اجرا می رویم. قطعاً اجرا در این سالن متفاوت از به تنهایی اجرا کردن در سالنی مثل چهارسو است. پس اگر خلاق باشید، این محدودیت ها مانع طراحی نمی شود.
* مسئله ی مهم دیگر حذف کارگاه های دکور از مجموعه ی تئاتر شهر و بنیاد رودکی در دهه ی گذشته است، آیا فقدان کارگاه دکور لطمه ای به طراحی صحنه تئاتر ایران وارد نمی کند؟
قطعاً لطمه می زند. من چند وقت پیش یادداشتی درباره ی اهمیت راه اندازی دوباره کارگاه دکور تئاتر شهر نوشتم. مجموعه ای که با چند سالن به کارگاه دکور نیاز دارد. یادداشت من با امضای طراحان حرفه ای صحنه در رسانه ها منتشر شد. اخیراً هم شنیده ام که بر اساس پیگیری های انجام شده قرار است که کارگاه دکور احیا شود.
* اساساً چرا تئاتر شهر و یا تالار وحدت به کارگاه دکور نیاز دارند؟
چون می خواهند سالن مولد باشند. هر جایی که سالن مولدی وجود داشته باشد، کارگاه دکور یکی از مولفه های هویت آنجاست. سالن های مولد تهران دو تا بیشتر نیستند که یکی مجموعه تئاتر شهر است و دیگری تالار وحدت. مجموعه ایرانشهر هم تا حدی مولد است. بقیه ی سالن ها این شرایط را ندارند چرا که گروه ها خارج از آن فضا تمرین می کنند، لوازم اجرا را بیرون از آن مجموعه می سازند، حتی قبلاً جای دیگری تولید شدند و حالا امکان اجرای دوباره یافته اند. این سالن ها غیر مولدند. اما جایی مثل تئاتر شهر که سفارش اثر می دهد باید مولد باشد. یعنی صفر تا صد لوازم اجرا را از فضای تمرین گرفته تا اقدامات پشتیبانی، نور و صدا داشته باشد. به این ها کارگاه دکور را هم اضافه کنید.
* کارگاه دکور تئاتر شهر تا چه سالی فعال بود؟
فکر می کنم تا سال هشتاد و چهار بود. حالا چند وقتی است که دو تا از ستاره های مجموعه ی تئاتر شهر را گرفته اند، که یکی کارگاه دکور است و دیگری کارگاه دوخت و دوز لباس. من واقعاً احساس نگرانی می کنم که به زودی کتابخانه هم تعطیل شود. این یعنی ستاره های یک مجموعه ی ارزشمند یکی یکی دریغ شده اند.
* دلیل این بی سلیقه گی چیست؟
یکی این است که تولید تئاتر و موسیقی پشت جریان درآمد زایی قرار گرفته. وقتی مدیران فکر می کنند باید از راه اجاره ی سالن درآمدزایی داشته باشند و لزومی به تولید اثر نمی بینند، سالن مولد از بین می رود. دیگر تولیدی وجود ندارد و گویی برای سالن ها بهتر است که فضای خود را به جشن های ادارات و موسسه ها اجاره بدهند. در بین کارهای گروه ما «سقراط» در سه مقطع روی صحنه رفت که من نمی دانم چرا نمایشی که در جذب و پرورش مخاطب موفق بوده باید دچار این وقفه ها می شد. یعنی اجرای اول پس از 40 شب متوقف شد تا در مقطعی بعدی فرصت اجرا پیدا کند. ما به واسطه ی تولیداتی که داریم انبار کوچکی را هم اجاره کرده ایم و چیزی را دور نمی ریزیم اما اگر گروه دیگری بود می توانست در این وقفه ها لوازم صحنه و لباس هایش را نگه دارد؟ کاری که می توانست یک سال مستمر روی صحنه باشد و ذائقه ی بصری تماشاگر را پرورش بدهد و تئاتر بین تربیت کند، تکه تکه اجرا شد. این نشان از بی علاقه گی به تولید اثر است.
* اولین نیاز کارگاه های دکور اگر فعال شوند، چیست؟
اولین خصوصیت کارگاه دکور حضور استادکاران پرورش یافته است. کسانی که در طی سالیان از استادکاران سابق که در اوایل تئاتر نوین ایران از اروپا آمدند، اصول کار را یاد گرفتند. اساتیدی که حالا یا مرده اند، یا در حال مرگ هستند یا در جایی نگهبان شده اند. مدیریت سابق تئاتر شهر که کارگاه دکور را تعطیل کرد تشخیص داد این ها به در نمی خورند. در حالیکه اگر قرار باشد کارگاه دکوری داشته باشیم باید همین دوستان بیایند و به جوان ترها بیاموزند که تفاوت کابینت سازی با ساخت دکور تئاتر چیست؟ چون ابزارهای نمایشی با ابزار واقعی متفاوتند. چه کسی باید این ها را بداند؟ فقدان اهل فن، باعث شده من طراح صحنه همزمان با طراحی، نقشه کش، پیگیر ساخت و تولید و مسئول نصب هم باشم. حتا مسئولیت کار پس از نصب هم با ماست که نکند به دلیل بی دانشی کسانی که کار نمی دانند، اتفاقی برای تماشاگران حادث شود.
* این نگرانی ها در طراحی تاثیر منفی می گذارد؟
بله. کسی متوجه این نگرانی ها نمی شود. اما طراح صحنه در سالنی مثل تئاتر شهر ناچار است پیشنهاداتی را که سالن برای طراحی به او ارائه می کند، نادیده بگیرد. چون کاستی های بسیاری در اجرا وجود دارد که حاصل بی تدبیری و نبود نیروی حرفه ای است. تماشاگر هم می فهمد که طراح، به پیشنهاد سالن توجه نکرده. این شرایط باعث می شود طراح صحنه به طراحی بی دردسر و کم هزینه تری فکر کند. این ها از آسیب هایی است که در سالن های بزرگ ما وجود دارد. شاید این ریشه ی لطمه ای است که نمایش ها از حیث بصری می خورند.
* قبل از طراح صحنه و اساساً بحث طراحی، ضعف بصری نمایش ها حاصل نگاه پرورش نیافته ی بعضی از کارگردان ها نیست؟
دقیقاً. در مرحله ی اول کارگردان های ما پیگیر دانش بصری نیستند. این خیلی حداقلی است که باید در دانشگاه های ما شکل بگیرد که توجهی نمی شود. اگر یک تابلوی نقاشی را در اختیار کارگردان ها قرار بدهید، نمی توانند دو جمله درباره ی آن بنویسند. این همان آدمی است که طراحی صحنه را گذاشتن یک نیمکت و صندلی تعریف می کند. توقعی هم نمی توانیم داشته باشیم. چرا که نه فرایند آموزشی ما در دانشگاه ها درست پیش می رود، نه حوزه ی تجربی اجرایی ما مجالی برای آموختن ایجاد می کند. پس بخش هایی همیشه لنگ می زنند.
کارگاه دکور
هنرمندان تئاتر خواستار راهاندازی کارگاه دکور و لباس تئاترشهر شدند
به گزارش خبرنگار مهر، راهاندازی مجدد کارگاه دکور و لباس مجموعه تئاتر در بازسازی این مجموعه یکی از نکات مهمی است که بابد مورد توجه قرار گیرد اما به نظر می رسد در طراحی که برای تعمیرات و بازسازی این مجموعه صورت گرفته برای این کارگاه مکانی در نظر گرفته نشده است در حالی که بعد از 6 سال که از تعطیلی کارگاه دکور و لباس تئاتر شهر می گذرد ضرورت وجود یک کارگاه مجهز در یک مجموع تئاتری که به نوعی قطب تئاتر تهران به حساب می آید، لازم به نظر می رسد.
در راستای توجه به راه اندازی مجدد کارگاه دکور و لباس در بازسازی های اخیر تئاتر شهر، رضا مهدی زاده یکی از طراحان صحنه پرکار تئاتر ایران و عضو هیات علمی دانشگاه هنر تهران در یادداشتی که در اختیار خبرنگار تئاتر مهر قرار داده به بررسی لزوم راه اندازی این کارگاه پرداخته است.
مهدی زاده در گفتگویی با خبرنگار مهر درباره هنرمندانی که یادداشت وی را تایید کرده و مورد حمایت قرار داده اند، توضیح داد: خواسته ای که در یادداشت مورد نظر مطرح شده از دغدغههای اهالی هنر شریف تئاتر به ویژه صنف طراحان صحنه و لباس و همینطور صنف کارگردانان است اما صرفا به دلیل محدودیت زمان، تایید تعدادی از پیشکسوتان و همینطور فعالان این عرصه را ضمیمه این درخواست کرده ام لذا امضاکنندگان ضمن تایید، خواستار پیگیری، رسیدگی و پاسخگویی به مواردی هستند که در این یادداشت مطرح کرده ام.
به گفته مهدی زاده، این مطالب به تایید هنرمندانی چون خسرو خورشیدی، علی رفیعی، پری صابری، ادنا زینلیان، محمدرضا خاکی، منوچهر شجاع، سیامک احصایی، نصراله قادری، حمیدرضا نعیمی، حمیدرضا آذرنگ، و محمودرضا رحیمی رسیده است و این هنرمندان از مطالب یادداشت و توضیحاتی که درباره اهمیت وجود کارگاه دکور و لباس در تئاتر شهر داده است، حمایت کرده اند.
مهدی زاده در این یادداشت آورده است:
«کارگاه دکور و لباس مجموعه تئاتر شهر که از سال 55 و در دوره مدیریت دکتر علی رفیعی راه اندازی و تبدیل به یکی از امکانات حرفه ای تئاتر شهر شده بود، به خاطر کم توجهی برخی از مدیران و مسئولان تئاتری وقت و پس از 31 سال به تعطیلی کشانده شد، که تبعات آن همراه با بازی با الفاظی چون «تئاتر خصوصی» گریبانگیر اهالی تئاتر شد. پرواضح است که در این سالها تعدادی از طراحان تئاتر به خاطر شرایط بغرنج ناشی از فشارهای مالی و همینطور تعطیلی کارگاه ها که یکی از فضاهای اصلی مجموعه تئاتر شهر بود، دست از کار و حرفه خود کشیده و تجربیات خود را به عرصه های دیگر کشاندند، و از طرفی به دلیل این محدودیت ها گروه های اجرایی به دلیل ناتوانی در پرداخت دستمزدها، مدام از کیفیت کار و همینطور از جلوه های دیداری کاستند که امروزه روز شاهد سیر قهقرایی آثار به لحاظ کیفیت زیباشناسانه در بهره گیری از عناصر دیداری هستیم.
حال پس از گذشت 6 سال از تعطیلی و به بهانه بازسازی مجموعه تئاتر شهر و به امید راه اندازی مجدد کارگاه دکور مجموعه، به ذکر اهمیت و ضرورت وجود کارگاه دکور در برنامه فیزیکی ساختمان تئاتر شهر می پردازم.
کارگاه دکور تئاتر، یک کارگاه تخصصی است که در بسیاری از تئاترهای حرفه ای بزرگ و متوسط (به لحاظ تعداد صندلی و تعداد اجراهای سالیانه)، و همچنین بسیاری از دانشکده های آموزشی تئاتر از فضاهای اصلی محسوب می شود. عملکرد اولیه یک کارگاه دکور ساخت و مونتاژ واحدها و عناصر و مجموعه قطعات کارکردی مورد نیاز برای اجرا است، که در آن محلی برای نقاشی سازه ها و همینطور محلی برای ساخت لوازم صحنه (آکسسوار) در نظر گرفته می شود. به طور کلی، کارکنان یک کارگاه دکور شامل، استاد کار نجار که با تیمی مسئول راه اندازی سازه های چوبی است، فلزکاران برای کار و شکل دهی به فولاد و ساخت و ساز قطعاتی که نیاز به جوشکاری و سایر ماشینکاری فلزی دارد، نقاشان و همینطور گروهی که کار بافت و ظرایف و نازک کاری روی دکور را انجام می دهند. معمولا افرادی که در یک کارگاه دکور مشغول به کار هستند به طیف گسترده ای از مهارت های فنی، آگاه هستند که دانش این مهارت ها که عموما بر اثر تجربه حاصل می شود، در طول زمان برای ساخت و ساز ها و موارد خاص مورد نیاز است.
بسیاری از کارگاه های دکور به دلیل پاسخ دهی به نیاز های خاص صحنه و اجرا (پیش و پس از مونتاژ اصلی) در ساختمان اصلی تئاتر قرار گرفته اند. کارگاه ها اغلب شامل دری بسیار بزرگ از یک سو برای ورود مواد خام به داخل کارگاه، و همینطور محوطه ای مسقف جهت انبار سازی مواد و ساخت عناصر و قطعات صحنه ای بزرگ هستند. معمولا کارگاه برای انتقال عناصر، با دری بزرگ و به طور مستقیم به صحنه وصل می شود. به طور معمول، توزیع سیستم های تهویه هوا در اطراف کارگاه، باعث می شود تا بسیاری از فرآیندهای ساخت و ساز مانند نقاشی افشانه ای، جوش، و یا برش فوم(یونولیت و ...) که تولید گازهای خطرناک می کند، امکان پذیر شود. در کارگاه دکور معمولا از بالابرهای دستی و برقی سقفی جهت جابه جایی موقت برای تکمیل فرایند جوشکاری و همینطور نقاشی استفاده می شود.
در بهترین شرایط، کارگاه باید با سه هدف، برای ساخت دکور سازماندهی و تجهیز می شود. کارگاه باید دکوری با کیفیت عالی را به سرعت و با هزینه مناسب تولید کند. این اهداف معمولا در سه ضلع مثلث، به صورت کیفیت مطلوب، سرعت و کنترل هزینه نشان داده می شود، که در زیر به شرح هر یک به همراه تبعات حذف آنها می پردازم.
کیفیت مطلوب:
جذب و پرورش نیروهای متخصص و آشنا به نیازها و اهداف ساخت و سازهای صحنه ای جهت بهره گیری بهینه (تعطیلی این کارگاهها باعث بیکار شدن و پراکندگی نیروهای متخصصی شد که در طول سال ها صاحب تجربه شده بودند.)
امکان مونتاژ موقت و رفع هر گونه نقص احتمالی در فضای کارگاه و پیش از انتقال روی صحنه.
امکان حضور کارگردان و حتی بازیگران و عوامل اجرایی در کارگاه و مشاهده مراحل ساخت و ارائه پیشنهادهای احتمالی.
افزایش ضریب اطمینان و آرامش گروه به دلیل حضور کارکنان کارگاه جهت رفع هرگونه آسیب احتمالی در طول ایام اجرا.
سرعت:
امکان تخمین زمان برای فرایند ساخت. (با وجود افرادی که کارشان ساخت کابینت آشپزخانه و ... است یا دکورها دیر ساخته می شود که نتیجه آن استرس و رسیدن دکور در دقایق و یا ساعاتی قبل از اجرا است و ... یا ساخته شدن زودتر از موعد مقرر که نیاز به انبار سازی و محافظت از آسیب های احتمالی مثل بارندگی و ... را به همراه دارد، که هر دو بلای جان گروه اجرایی است.)
قابلیت دسترسی به کارگاه، عاملی مهم در کارایی کارگاه است. (دوری و پراکندگی کارگاه ها و مراکز خدمات کارگاهی در بیرون شهر مثل سایت خاوران، جاده مخصوص تهران - کرج، و شهرک صنعتی چهار دانگه و ... بخشی از سرعت عمل و حتی نظارت بر عملکرد کارگاه را دچار اشکال می کند.)
انتقال قطعات ساخته شده به سالن اجرا. (انتقال دکور به مرکز شهر(مجموعه تئاتر شهر)، علاوه بر استرس کنترل زمان و هماهنگی با واحدها و ... باز سازیهای احتمالی و قطعا روتوش رنگ را ضروری می کند.)
کنترل هزینه:
نیازهای کارگاه دکور فراتر از ابزار و تجهیزاتی است که برای تبدیل مواد ساخت به تصاویر تئاتری به کار می روند. نیروهای متخصص همچون مشاورینی دلسوز در کنار طراح با پیشنهادهایی اجرایی به کنترل هزینه ها کمک می کنند.
انباری دکورهای اوراق. معمولا در کارگاه ها فضایی به انبار سازی دکورهای اوراق اختصاص می یابد که امکان استفاده مجدد آن، بخشی از هزینه ها را کنترل کرده و بدین ترتیب بخشی از دغدغههای گروههای نمایشی را مرتفع می سازد.
تعطیلی کارگاههای دکور و لباس مجموعه تئاتر شهر در طول این سال ها با انتقاد تعداد زیادی از هنرمندان تئاتر مواجه شده است. که با وعده های مدیران وقت در سالهای 89 و 90 مبنی بر احیای کارگاه های دکور و لباس همراه بوده است. که با وجود بازسازی ها و طرح های عمرانی صورت گرفته در سال های اخیر هرگز توجهی به این مساله صورت نگرفته است.
کارگاه دکور و لباس مجموعه تئاتر شهر یکی از امکانات مهم و ضروری تئاتری است و این واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت که بازسازی بدون احیای کارگاه دکور همچنان بخشی از دغدغه های اهالی تئاتر به ویژه صنف طراحان صحنه و لباس را پا برجا نگه می دارد، حال با توجه به رویکرد مدیران و تیم بازسازی مبنی بر طراحی گفتمانی (بهره گیری از نظرات اهالی تئاتر برای بازسازی فعلی) انتظار می رود تا این درخواست که در سال های گذشته یکی از بزرگترین کمبودهای تئاتر شهر بوده و تاثیر منفی و ناهنجار خود را بر تولیدات تئاتری و به ویژه امر طراحی هنری به جای گذاشته مورد توجه ویژه قرار گیرد.
لذا ضمن خسته نباشید به دکتر فرشید مصدق، نماینده تام الاختیار تئاترشهر در تعمیرات این مجموعه، مدیر کل مرکز هنرهای نمایشی، معاون هنری و مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جهت بازطراحی و بازسازی مجموعه تئاتر شهر، امید است تا با نگاهی عملگرا، همه نیازها و فضاهای اصلی را مطابق با استانداردهای ساختمان های تئاتر دنیا در نظر بگیرند.»




























